به گزارش افرنگ خبر /
یک دانشآموخته دکتری باستانشناسی با تاکید بر اینکه ارتباطات بینالمللی به پایداری و بقای رشته باستانشناسی در ایران کمک میکند، گفت: حتی یک بانک اطلاعاتی زیستی در کشور نداریم. در چنین شرایطی روند پژوهشها با مشکل مواجه میشود و ممکن است بسیاری از مطالعات با شکست روبهرو شوند یا با سرعت بسیار کمتری پیش بروند.
یک دانشآموخته دکتری باستانشناسی با تاکید بر اینکه ارتباطات بینالمللی به پایداری و بقای رشته باستانشناسی در ایران کمک میکند، گفت: حتی یک بانک اطلاعاتی زیستی در کشور نداریم. در چنین شرایطی روند پژوهشها با مشکل مواجه میشود و ممکن است بسیاری از مطالعات با شکست روبهرو شوند یا با سرعت بسیار کمتری پیش بروند.
در ادامه سلسله گفتوگوها درباره وضعیت رشته تحصیلی باستانشناسی در دانشگاه، مرجان ملابیرامی، دانشآموخته دکتری باستانشناسی، با اشاره به ضرورت بازنگری در سرفصلها و منابع آموزشی دانشگاهها، به ایسنا گفت: آموزش باستانشناسی در ایران باید از رویکردهای صرفاً توصیفی و تاریخی به سمت روشهای تحلیلی، علمی و میانرشتهای حرکت کند؛ چراکه نبود آموزش عملی و زیرساختهای آزمایشگاهی موجب از دست رفتن بخشی از اطلاعات ارزشمند محوطههای باستانی میشود.
این دانش آموخته باستانشناسی درباره وضعیت آموزش این رشته در دانشگاههای ایران اظهار کرد: به نظر من آموزش باستانشناسی در مقطع دانشگاهی در حال گذر از یک دوره انتقالی از روشهای توصیفی محض به سمت رویکردهای تحلیلی و علمی است. اگرچه زیرساختهای نظری در دانشگاهها بهخوبی تدریس میشوند، اما همچنان نیاز داریم از نگاه صرفاً تاریخ فرهنگی به سمت رویکردی علمیتر و میانرشتهای حرکت کنیم.
او ادامه داد: آموزشها باید به شکلی بازنگری شوند که دانشجو تنها به مطالعه منابع کلاسیک بسنده نکند و با مفاهیم پیشرفتهتری مانند باستانشناسی زیستی (Bioarchaeology) و تحلیلهای مولکولی نیز آشنا شود. هدف ما تربیت متخصصانی است که بتوانند پیوند میان بقایای مادی و فرایندهای زیستی را درک کنند.
ملابیرامی با اشاره به وضعیت سرفصلها و منابع آموزشی باستانشناسی در دانشگاههای ایران، بر ضرورت بهروزرسانی آنها تأکید کرد و گفت: سرفصلهایی که اکنون در بسیاری از دانشگاهها تدریس میشوند، اگرچه از نظر اصولی ساختار مستحکمی دارند، اما در مواجهه با پیشرفت سریع حوزههای علوم آزمایشگاهی و مطالعات میانرشتهای باید بهروزرسانی شوند. امروزهباستانشناسی بدون بهرهگیری از دانش ژنتیک، ایزوتوپهای پایدار و آنالیزهای شیمیایی عملاً ناقص است.
او افزود: منابع درسی باید به شکلی بازنگری شوند که مفاهیم میانرشتهای، از جمله تحلیل DNAباستانی و مطالعات فلوژنتیک، در سرفصلهای اصلی رشته قرار بگیرند. آموزش زمانی میتواندبه معنای واقعی محقق شود که دانشجو بتواند نتایج یک آزمایش ایزوتوپی را تفسیر کند و صرفاً بانام و تعریف این روشها آشنا نباشد. در کشورهای دیگر نیز در این حوزه تخصصی چنین رویکردی دنبال میشود.
ملابیرامی درباره سوابق تحصیلی و فعالیت حرفهای خود توضیح داد: در مقطع کارشناسی مدیریت گردشگری خواندم و از دوره کارشناسی ارشد وارد رشته باستانشناسی با گرایش پیش از تاریخ شدم. موضوع پایاننامه کارشناسی ارشدم باستانجانورشناسی بود و در مقطع دکتری نیز باستانشناسی پیش از تاریخ را ادامه دادم.
او افزود: بیش از ۱۰ سال است که در مؤسسه باستانشناسی دانشگاه تهران فعالیت میکنم و مسئولیت آزمایشگاه باستانجانورشناسی را برعهده دارم. در این مدت در پروژههای مختلفی مشارکت کردیم، بقایای استخوانی جانوری را مورد مطالعه و آنالیز قرار دادیم و کارگاههایی نیز برای دانشجویان برگزار کردیم. تلاش کردیم دانشجویانی را در این حوزه آموزش دهیم که خوشبختانه برخی از آنها اکنون در همین زمینه فعالیت میکنند. همچنین در دانشگاه هنر و معماری دانشگاه پارس تدریس میکنم و آموزش مباحث مرتبط با بقایای زیستی را برعهده دارم.

این پژوهشگر درباره تجربه حضور خود در محوطههای باستانشناسی در دوران تحصیل و فعالیت حرفهای نیز توضیح داد: در چند محوطه در بخش شمالی فلات مرکزی ایران فعالیت داشتم. بخشی از کار ما به مطالعه بقایای استخوانی جانوری اختصاص داشت که پس از کاوش به مؤسسه باستانشناسی دانشگاه تهران منتقل میشدند و در قالب پروژههای مختلف مورد بررسی قرار میگرفتند.
او افزود: هدف اصلی این فعالیتها آموزش دقیق روشهای استخراج و شناسایی بقایای جانوری بود. در این مطالعات، مورفولوژی استخوانهای جانوری را بررسی میکردیم و در کنار آن تلاش داشتیم آموزشهایی را به دانشجویان ارائه دهیم. متاسفانه باستانجانورشناسی هنوز در ایران بهعنوان یک رشته دانشگاهی مستقل جایگاه مشخصی پیدا نکرده است، درحالیکه توجه بیشتر به این حوزه میتواند اطلاعات دقیقتری در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
ملابیرامی با اشاره به فعالیتهایی که طی بیش از یک دهه گذشته برای آشنایی دانشجویان با این حوزه انجام شده است، گفت: تلاش کردیم دانشجویان را تشویق کنیم و به آنها آموزش دهیم که چگونه استخوانهای بهدستآمده از محوطههای باستانی را با نمونههای مرجع مدرن و اطلسهای تخصصی مقایسه کنند. اینها اقداماتی بود که توانستیم در این سالها انجام دهیم.
او ادامه داد: وقتی بقایای جانوری به آزمایشگاه میرسید، فرایند مطالعه روی آنها آغاز میشد و این کار تا مرحله تهیه گزارش، مقاله و حتی کتاب ادامه پیدا میکرد.
این باستانشناس با اشاره به اینکه امکانات آموزشی امروز در دوران دانشجویی او فراهم نبود، اظهار کرد: متأسفانه زمانی که خودم دانشجو بودم، برای ادامه این رشته و فعالیت در حوزه باستانجانورشناسی با درهای بسته زیادی مواجه شدم. با این حال توانستم به مدت دو سال در سالن تشریح دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران آموزش ببینم. این آموزشها پایهای برای فعالیتهای بعدی من شد.
او درباره چگونگی ورودش به این محیط آموزشی توضیح داد: این موضوع با پیگیری و خواست شخصی خودم انجام شد. به سالن تشریح دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران معرفی شدم و زیر نظر استادان توانستم بقایای جانوری را برای پایاننامه دوره کارشناسی ارشدم مستندسازی کنم. در ادامه نیز نمونههای جانوری مدرن را با هزینه شخصی جمعآوری کردم و در آزمایشگاه مؤسسه باستانشناسی دانشگاه تهران آرشیو کردم تا بتوانم آنها را با نمونههای بهدستآمده از محوطههای باستانی مقایسه کنم.
ملابیرامی در ادامه با اشاره به کمتوجهی دانشگاهها به شاخههایی مانند باستانجانورشناسی و باستانگیاهشناسی گفت: دانشگاه تهران پیش از این نیز استادان بزرگی در زمینه باستانجانورشناسی داشت، اما این فعالیتها لزوماً در قالب آموزش عملی و برگزاری کارگاههای تخصصی برای دانشجویان دنبال نمیشد. ما تلاش کردیم دانشجویان را با این حوزه کاری آشنا کنیم و امکان یادگیری عملی را برای آنها فراهم کنیم.
او افزود: باستانجانورشناسی واقعاً میتواند یک دوره یا واحد تخصصی دانشگاهی باشد، اما به این موضوع توجه کافی نشده است. حتی در سالهای گذشته بقایای استخوانی جانوری را دور میریختند، درحالیکه این بقایا میتوانند اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره رژیم غذایی، زنجیرههای غذایی و اقتصاد معیشتی جوامع گذشته در اختیار پژوهشگران قرار دهند.
این پژوهشگر باستانجانورشناسی برای توضیح اهمیت این یافتهها به مطالعات ایزوتوپهای پایدار اشاره کرد و گفت: برای مثال، بررسی ایزوتوپهای پایدار کربن ۱۳ و نیتروژن ۱۵ میتواند بهعنوان ردیاب زیستی در مطالعات مربوط به رژیم غذایی، زنجیرههای غذایی و اقتصاد معیشتی مورد استفاده قرار بگیرد. اینها منابع زیستی مهمی هستند که باستانشناسی و علوم محیطی باید از آنها بهره ببرند.
ملابیرامی یکی دیگر از مشکلات این حوزه را نبود زیرساختهای کافی برای انجام آزمایشهای تخصصی در داخل کشور دانست و اظهار کرد: زمانی که برای انجام آزمایشهای ایزوتوپی، فلوژنتیک یا DNA به خارج از کشور نیاز پیدا میکنیم و باید نمونهها را برای بررسی به مراکز خارجی انتقال دهیم، با این مشکل نیز مواجه هستیم که حتی یک بانک اطلاعاتی زیستی در کشور نداریم. در چنین شرایطی روند پژوهشهای ما با مشکل مواجه میشود و ممکن است بسیاری از مطالعات با شکست روبهرو شوند یا با سرعت بسیار کمتری پیش بروند.
او در عین حال تأکید کرد که حتی پیش از رسیدن به چنین مطالعات پیشرفتهای، باید آموزشهای پایهای و ضروری به دانشجویان ارائه شود؛ آموزشهایی که از نخستین حضور آنها در محوطههای باستانشناسی اهمیت پیدا میکند.
ملابیرامی اظهار کرد: تلاش ما این بود که دستکم دانشجویانی که برای نخستین بار در یک کاوش باستانشناسی شرکت میکنند، تفاوت استخوانهای جانوری و انسانی را تشخیص دهند و بدانند چگونه باید آنها را از یکدیگر تفکیک و مقایسه کنند. همچنین باید یاد بگیرند که هنگام برداشت بقایای زیستی تا چه اندازه محتاط باشند و چه اصول و ضوابط علمی را رعایت کنند.
او برای روشن شدن اهمیت این موضوع به نمونهای از بقایای انسانی اشاره کرد و افزود: برای مثال، زمانی که یک استخوان لگن را از محوطه برداشت میکنند، باید بدانند خاک زیر لگن نیز اهمیت دارد و دلیل این اهمیت چیست. اگر دانشجو با این مسائل آشنا نباشد، ممکن است هنگام برداشت بقایا اطلاعات ارزشمندی از بین برود.
این پژوهشگر تأکید کرد: این آموزشها بسیار حیاتی هستند؛ زیرا ناآگاهی از شیوه صحیح شناسایی و برداشت بقایای زیستی میتواند موجب هدر رفت منابع ارزشمندی شود که در صورت مطالعه دقیق، ظرفیت بالایی برای بازسازی جنبههای مختلف زندگی جوامع گذشته دارند.
ملابیرامی درباره چگونگی حضور خود در کاوشهای باستانشناسی و اینکه این تجربه تا چه اندازه با حمایت دانشگاه همراه بوده است، توضیح داد: از زمانی که وارد حوزه باستانجانورشناسی شدم، بهعنوان متخصص این حوزه برای حضور در کاوشهای دانشجویی دعوت شدم. البته تجربهای که در دوره کارشناسی ارشد و در قالب فعالیتهای دانشگاهی داشتیم، چندان برای ما کاربردی نبود، اما پس از ورود به این حوزه تخصصی توانستیم در همان محوطهها با بقایای جانوری آشنا شویم و دانشجویان دیگری را نیز وارد این زمینه کنیم و به آن علاقهمند کنیم. بهتدریج نیز پیشرفتهایی در این زمینه به دست آمد.
این پژوهشگر باستانشناسی درباره وضعیت پرداخت دستمزد به دانشجویانی که بهعنوان کارآموز در کاوشها حضور پیدا میکنند، گفت: دورههای کارآموزی معمولاً بیشتر جنبه آموزشی و مشاهدهای دارند و از نظر ساختار اقتصادی نیز با چالشهای زیادی روبهرو هستند. در بسیاری از موارد، این دورهها به شکلی سازماندهی میشوند که دانشجو بیشتر نقش مشاهدهگر را دارد تا یک کارشناس و مشارکت مؤثری در فرایندهای تخصصی پیدا نمیکند.
او افزود: اگرچه موضوع پرداخت دستمزد در پروژههای آموزشی مطرح است، اما برای ما ارزش افزوده آموزشی که این تجربه برای دانشجویان ایجاد میکند نیز اهمیت دارد. به دنبال مدلهایی هستیم که در آن کارآموزی علاوه بر فراهم کردن فرصت یادگیری، تجربه حرفهای منصفانهای برای دانشجو ایجاد کند و مشارکت او در فرایند علمی واقعاً مورد احترام و قدردانی قرار بگیرد.
ملابیرامی در ادامه درباره وضعیت بازار کار باستانشناسی و موانعی که فارغالتحصیلان این رشته برای ورود به فعالیت حرفهای با آن مواجه هستند، اظهار کرد: ورود به بازار کار باستانشناسی در حال حاضر با چالشهای ساختاری روبهروست. مهمترین مانع، نبود تناسب میان خروجیهای نظام آموزشی و نیازهای واقعی بخشهای پژوهشی است.
او محدودیت جذب نیرو در بخشهای دولتی و کمبود پروژههای پژوهشی با بودجه مناسب را از دیگر موانع فعالیت حرفهای دانش آموختگان دانست و افزود: افزون بر این، تعریف دقیقی از جایگاههای شغلی میانرشتهای مانند باستانشناسی زیستی وجود ندارد. در نتیجه، متخصصانی که در حوزههایی مانند مطالعات ایزوتوپی و ژنتیک مهارت دارند، با بازار کار دائمی و مشخصی مواجه نیستند.
این فارغالتحصیل دکتری باستانشناسی ادامه داد: برای دانشجویان نیز همین شرایط وجود دارد. به نظر من، پیش از ورود به بازار کار باید آموزشهای لازم و تخصصی را ببینند و مهارتهای مورد نیاز را کسب کنند. البته دانشجویان باستانشناسی از همان ابتدا نیز میدانند که بازار کار این رشته چندان شناختهشده و گسترده نیست.
ملابیرامی در ادامه درباره میزان استفاده دانشگاههای ایران از تجربههای بینالمللی و همکاری با استادان و پژوهشگران خارجی گفت: ما همواره از نظر استانداردهای علمی با متون و تجربههای جهانی در ارتباط هستیم، اما چالش اصلی، بومیسازی این دانش است. استفاده از دانش جهانی اهمیت زیادی دارد، اما باید یاد بگیریم چگونه و با چه روشهایی از این دانش در پژوهشهای خود استفاده کنیم. همکاریهای علمی بینالمللی باید از سطح تبادل کتاب فراتر برود و به همکاریهای پژوهشی، میدانی و آزمایشگاهی ارتقا پیدا کند تا دانش ما نیز بهروز شود.
این پژوهشگر باستانجانورشناسی، همکاریهای بینالمللی را کلید ورود باستانشناسی ایران به دوره جدیدی از مطالعات علمی دانست و اظهار کرد: این همکاریها نهتنها موجب انتقال فناوریهای جدید آزمایشگاهی و روشهای میانرشتهای میشوند، بلکه این امکان را فراهم میکنند تا با استانداردهای جهانی در زمینه مدیریت بقایای زیستی و تحلیلهای مولکولی آشنا شویم. اگر بتوانیم پروژههای مشترک میانرشتهای با گروههای بینالمللی داشته باشیم، دانشجویان و پژوهشگران ما نیز میتوانند در سطح داخلی و جهانی بهعنوان متخصصانی توانمند در زمینه تحلیلهای پیشرفته ایزوتوپی و DNA فعالیت کنند. این اتفاق اعتبار علمی کشور را بهشدت ارتقا میدهد.
ملابیرامی در پاسخ به این پرسش که آیا در حال حاضر چنین همکاریهای پژوهشی میان ایران و مراکز علمی خارجی وجود دارد، به تجربه شخصی خود اشاره کرد و گفت: چند سال پیش توانستم یک فرصت مطالعاتی در ورشو داشته باشم و در آزمایشگاه ایزوتوپ دانشگاه ورشو آموزش ببینم. اگر این ارتباط علمی وجود نداشت، اکنون نمیتوانستم این آنالیزها را انجام دهم و چنین فرصتهایی را برای دانشجویان فراهم کنم.
او ادامه داد: در حال حاضر نیز استادان و پژوهشگرانی هستند که نمونههای خود را برای بررسی به دانشگاهها و آزمایشگاههای خارج از کشور ارسال میکنند و نتایج بهدستآمده را در گزارشهای پژوهشی خود به کار میگیرند. دلیل این موضوع آن است که بدون انجام این آزمایشها نمیتوانیم به نتایج علمی مورد نیاز برسیم؛ چراکه برخی زیرساختهای آزمایشگاهی در کشور وجود ندارند.
این پژوهشگر با اشاره به وضعیت آزمایشگاههای ژنتیک و ایزوتوپ در ایران توضیح داد: نمیتوان گفت آزمایشگاههای DNA در کشور معتبر نیستند، بلکه باید گفت این امکانات هنوز کامل نیستند. برای مثال، ما آزمایشگاه تخصصی ایزوتوپ را در اختیار نداریم. در حال حاضر نیز در زمینه مطالعات فلوژنتیک شترسانان و اسب پژوهشهایی در دست انجام داریم که پیشبرد آنها به همکاری با آزمایشگاههای خارجی نیاز دارد. اگر این آزمایشگاهها و ارتباطات بینالمللی وجود نداشته باشند، بسیاری از فعالیتهای پژوهشی ما ناتمام و ابتر باقی میمانند.
ملابیرامی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره نگاه عمومی جامعه به باستانشناسی و اشتباه گرفتن این علم با گنجیابی اظهار کرد: تفکیک نکردن این دو مقوله یکی از بزرگترین آسیبهایی است که میتواند به میراث فرهنگی وارد شود. گنجیابی میتواند فعالیتی تخریبی و بدون هدف علمی باشد که گاهی با انگیزه سودجویی انجام میشود؛ البته این موضوع در حوزه تخصصی من نیست و صاحبنظران مختلفی در این زمینه، از جمله در فضای مجازی و تشکلهای مردمی، اظهارنظر کردهاند.
او افزود: باستانشناسی یک فرایند دقیق، مستند و هدفمند برای بازسازی تاریخ بشر است و نمیتوان آن را با فعالیتهایی که بدون رعایت اصول علمی و با هدف دستیابی به اشیای ارزشمند انجام میشوند، یکسان دانست.
این دانش آموخته دکتری باستانشناسی، آموزش عمومی را یکی از راهکارهای اصلاح این نگاه دانست و گفت: میتوان آموزش باستانشناسی را از دوران متوسطه یا حتی مقاطع پایینتر وارد محتوای درسی دانشآموزان کرد تا آنها با این فرایند علمی آشنا شوند. به نظر من، مشکل اصلی ناآگاهی است و باید از سنین پایین زمینه آشنایی کودکان و دانشآموزان با باستانشناسی فراهم شود. شاید این کار زمانبر باشد، اما در آینده میتواند بسیار مفید واقع شود.
این پژوهشگر در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر حفاریهای غیرمجاز بر مطالعات باستانجانورشناسی و از بین رفتن شواهد زیستی در محوطهها گفت: مواجهه با آثار حفاریهای غیرمجاز در بسیاری از محوطهها واقعیتی تلخ است. این تخریبها فراتر از ازدسترفتن یک شیء تاریخی به معنای از بین رفتن بافت و بستر باستانشناختی است. وقتی لایهها بهصورت بیرویه زیرورو میشوند، تمام اطلاعات مربوط به توالی زمانی و روابط میان مواد زیستی و غیرفیزیکی نیز از بین میرود.
او ادامه داد: ما میدانیم که شرایط برداشت یک اسکلت یا بقایای استخوانی باید چگونه باشد و هر بخش از این بقایا چه اطلاعاتی در اختیار پژوهشگر قرار میدهد، اما زمانی که حفاریها بدون رعایت اصول علمی و به شکل بیرویه انجام میشوند، این اطلاعات از بین میروند.
ملابیرامی با اشاره به اهمیت بقایای استخوانی در بازسازی شرایط زندگی در گذشته اظهار کرد: گاهی افراد نمیدانند حتی یک تکه استخوان تا چه اندازه میتواند منبع اطلاعاتی مهمی باشد. یک استخوان میتواند به ما نشان دهد که منابع زیستی، شرایط محیطی و اقلیمی در گذشته چگونه بوده و حتی اطلاعاتی درباره جنبههای مردمشناختی جوامع گذشته در اختیارمان قرار دهد. حفاریهای غیرمجاز عملاً امکان دستیابی به چنین اطلاعاتی را از بین میبرند و این موضوع واقعاً تأسفبرانگیز است.
ملابیرامی در پایان درباره آینده رشته باستانشناسی در ایران گفت: اگر شرایط به همین شکل ادامه پیدا کند، نمیتوان آینده خوبی برای این رشته متصور بود. البته استادان و پژوهشگران برجسته کشور تلاشهای زیادی در این زمینه انجام میدهند، اما همانطور که پیشتر اشاره کردم، توسعه ارتباطات بینالمللی میتواند بسیار کمککننده باشد.
او افزود: امیدواریم بتوانیم بقایای جانوری و زیستی خود را برای انجام مطالعات تخصصی به مراکز علمی خارج از کشور انتقال دهیم، از ایدهها و نظرات پژوهشگران آنها استفاده کنیم و زمینه حضور دانشجویان و پژوهشگران ایرانی در این مراکز را فراهم کنیم تا با روشهای آزمایشگاهی و مطالعات زیستی آشنا شوند و این دانش را به کشور منتقل کنند.
این پژوهشگر باستانشناسی تأکید کرد: اگر چنین ارتباطاتی شکل بگیرد و امکان بهرهگیری از تجربهها و دانش روز دنیا فراهم شود، قطعاً میتوان به آینده بهتری برای باستانشناسی ایران امیدوار بود.
انتهای پیام
کلید واژه
ارسال نظرات