استقلال در هفتههای اخیر با سهراب بختیاریزاده در جمع تیمهای بالای جدول قرار گرفته؛ اتفاقی که نشان میدهد اعتماد به این مربی، هر چند شاید در ابتدا از سر اجبار و شرایط موجود شکل گرفته باشد، برای آبیپوشان جواب داده است. شاید استعاره از این ضرب المثل برای استقلال این روزها بیراه نباشد که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.
پس از آمدن مربیان پر ادعای خارجی که نه از شرایط این تیم درک مناسبی داشتند و نه از وضع موجود در فوتبال اطلاعات درست؛ حالا اعتماد به سهراب بختیاریزاده برای استقلال جواب داده است. آنچه اما سهراب را امروز متمایز میکند، فقط نتایج و جایگاه تیم در جدول نیست؛ به نظر میرسد او نقشی فراتر از یک مربی را در این تیم بر عهده گرفته است.
استقلال در سالهای اخیر مربیان خارجی مختلفی را روی نیمکت خود دیده؛ از ساپینتو و موسیمانه گرفته تا مربیان دیگری که هر کدام با ایدههای خود وارد این تیم شدند، اما در نهایت آن چیزی که هوادار استقلال انتظار داشت، حاصل نشد. مسئله استقلال اما فقط انتخاب سرمربی و مسائل فنی نبود. این تیم در سالهای گذشته بیش از هر چیز از نبود یک «بزرگتر» در فضای خود رنج برده؛ شخصیتی که بتواند علاوه بر مسائل فنی، در رختکن نقش تعیینکننده داشته باشد و به بازیکنان یادآوری کند که پیراهن استقلال بزرگتر از هر نامی است.

شاید یکی از مهمترین تفاوتهای سهراب بختیاریزاده با برخی مربیان همین باشد. او از جنس همین فوتبال و همین تیم است و حالا تلاش میکند جایگاه یک بزرگتر را در استقلال دوباره تعریف کند؛ جایگاهی که سالها به دلایل مختلف کمرنگ شده بود.
نمونه روشن این اتفاق را میتوان در برخورد اخیر او با صالح حردانی، کاپیتان استقلال، دید. بختیاریزاده در واکنش به تخطی حردانی از چارچوبهای مورد نظر خود، تصمیم گرفت او را از تمرینات کنار بگذارد. فارغ از جزئیات این اتفاق، اصل تصمیم از یک منظر قابل توجه است؛ اینکه کاپیتان تیم نیز اگر از قوانین و چارچوبهای تعیینشده عبور کند، نمیتواند خود را بالاتر از نظم تیمی بداند.
این نخستین برخورد سهراب نبوده است. پیش از این علیرضا کوشکی به دلیل تخطی از چارچوبهای مورد نظر سرمربی، نیمکتنشین شد. مجموعه این رفتارها نشان میدهد بختیاریزاده قصد دارد یک پیام مشخص را به تیم منتقل کند: در استقلال هیچ بازیکنی بزرگتر از تیم و قوانین آن نیست. این نکته جایی اهمیت بالاتری پیدا میکند که به این نکته توجه کنیم استقلال از لحاظ قانونی امکان بازیکن گرفتن را نداشته است و بضاعت فعلی این تیم همین است. این شاید همان حلقه مفقودهای باشد که فوتبال ایران در سالهای گذشته بارها از نبود آن ضربه خورده است.

سالهاست شاهد بازیکنانی هستیم که قراردادهای میلیاردی دارند، اما گاهی اندازه واقعی خود را فراموش میکنند و به جای تمرکز بر فوتبال، وارد حاشیههایی میشوند که در نهایت به ضرر خودشان و تیمشان تمام میشود. بخشی از این اتفاق را باید در ضعف ساختار انضباطی باشگاهها جستوجو کرد؛ جایی که نبود سازماندهی درست و حضور افراد مؤثر باعث شده مسئله انضباط در بسیاری از تیمها به حاشیه برود. در چنین شرایطی، وجود یک شخصیت که بتواند در رختکن مرزها را مشخص کند، اهمیت زیادی پیدا میکند.
در شکلگیری این فضا نمیتوان نقش مشاوران، اطرافیان و حتی فضای رسانهای پیرامون بازیکنان را نادیده گرفت. بازیکن زمانی میتواند خود را بالاتر از تیم تصور کند که احساس کند ساختار باشگاه توان برخورد با او را ندارد. درست در همین نقطه است که رفتار سهراب بختیاریزاده اهمیت پیدا میکند. او حالا تلاش میکند این تصور را تغییر دهد. شاید مسیر سهراب در استقلال از این جهت به مسیری که کریم باقری در پرسپولیس طی کرده، نزدیک شود؛ مسیری که در آن یک چهره فوتبال داخلی فقط به دلیل توانایی فنی اهمیت ندارد، بلکه شخصیت، سابقه و توانایی مدیریت فضای تیم نیز به او جایگاهی ویژه میدهد.

رسیدن به چنین جایگاهی نیازمند زمان است و صرف چند تصمیم انضباطی نمیتواند کسی را به یک بزرگتر واقعی تبدیل کند اما آنچه اهمیت دارد، شروع این مسیر است؛ مسیری که اگر با نتیجه گرفتن تیم و رضایت هواداران همراه شود، میتواند جایگاه سهراب را در استقلال مستحکمتر کند. در فوتبال، نظم و دیسیپلین گاهی حتی از فن و تکنیک مهمتر میشود. مرور موفقیت تیمهایی که در سالهای اخیر توانستهاند جام قهرمانی را به هواداران خود هدیه کنند، نشان میدهد داشتن بازیکن خوب به تنهایی کافی نیست. تیمی که نظم نداشته باشد، حتی اگر از بازیکنان باکیفیت برخوردار باشد، در بزنگاههای بزرگ دچار مشکل خواهد شد.
استقلال نیز از این قاعده مستثنی نیست. در چنین فضایی، رفتار سهراب بختیاریزاده با بازیکنان میتواند یکی از مهمترین اتفاقات این فصل استقلال باشد. او باید نشان دهد که برخوردهای انضباطی صرفاً واکنشهای مقطعی نیستند، بلکه بخشی از یک سیاست مشخص برای بازسازی فضای ذهنی و رفتاری تیم هستند. در همین مسیر، عدم پذیرش رامین رضاییان نیز از همان ابتدا یک پیام مشخص داشت: اینکه قرار نیست بازیکنی به دلیل نام و سابقه خود، شرایط خاصی خارج از چارچوب تیم داشته باشد. بختیاریزاده با این تصمیم عملاً مرز خود را مشخص کرد و نشان داد که در استقلال، پیش از هر چیز باید به تیم و قوانین آن احترام گذاشت.

حالا استقلال بعد از دربی وارد مرحله مهمتری شده است. حفظ شرایط خوب فقط با مسائل فنی امکانپذیر نیست. تیم باید از نظر ذهنی نیز کنترل شود و اینجاست که نقش سهراب اهمیت بیشتری پیدا میکند. او اگر بتواند همین مسیر را ادامه دهد، همزمان با اینکه تیمش در زمین نتیجه میگیرد، میتواند چیزی را در استقلال بازسازی کند که مدتهاست کمتر دیده شده است: وجود یک بزرگتر واقعی در رختکن. شاید در نهایت ارزش واقعی سهراب بختیاریزاده برای استقلال فقط به تعداد بردها و امتیازهای این فصل خلاصه نشود. شاید مهمتر از آن، بازگرداندن این باور باشد که هیچ بازیکنی از تیم بزرگتر نیست.
استقلال برای ادامه فصل به همین نگاه نیاز دارد؛ تیمی که در آن ستارهها دیده میشوند، اما قانون بالاتر از نامها قرار دارد. اگر سهراب بتواند این تعادل را حفظ کند، آنوقت میتوان گفت اعتماد به او فقط یک انتخاب اجباری یا موقت نبوده است؛ بلکه استقلال شاید بعد از سالها دوباره یک بزرگتر پیدا کرده باشد.
به نظر میرسد پس از سالها مشکلات انضباطی که حتی در سطح کادر فنی استقلال هم دیده شده بود رفتار سهراب بختیاریزاده نوشدارویی برای استقلال است.
انتهای پیام/