به گزارش افرنگ خبر /
پخش فیلم «صد سال به این سالها» فقط پایان انتظار ۱۹ سالۀ یک فیلم برای اکران نیست؛ بلکه یادآور سرنوشت آثاری است که سالها پشت سد توقیف ماندند و سرانجام بدون آنکه بحرانی ایجاد کنند، به دست مخاطب رسیدند. اما آیا این توقیفهای طولانیمدت راهحلی مناسب برای رفع نگرانیها و مشکلات بوده یا تنها عمر فیلم و فیلمساز، و سرمایه تولید را هدر دادهاند!؟
عرضۀ آنلاین فیلم «صد سال به این سالها» ساخته سامان مقدم که این روزها پس از سالها در شبکه نمایش خانگی در دسترس مخاطبان قرار گرفته، بار دیگر پرونده فیلمهای توقیفی را باز میکند با این سوال که، اساساً یک فیلم سینمایی قرار است چه تأثیری بر جامعه بگذارد که نمایش آن گاهی به چنان دغدغهای تبدیل میشود که یک اثر دو دهه از نمایش بازمیماند؟ پرسش مهمتر این است که مگر سینما چقدر مخاطب دارد که نمایش یک فیلم به اصطلاح مسئلهدار، نگرانیهایی چنان پایدار ایجاد کند که نتیجۀ آن کنار گذاشته شدن یک اثر برای سالها باشد؟
این سوالها در حالی مطرح میشوند که فیلمهای رفع توقیف شده سالهای گذشته، با پرسشی بزرگ از سوی مخاطبان مواجه شدند: دلیل جلوگیری از نمایش این آثار چه بوده است؟ چرا که در نهایت، نتیجۀ این نوع تصمیمهایی که برخی سینماگران آن را مصلحتی میدانند، نه حل یک دغدغه و نگرانی، بلکه از دست رفتن فرصت تماشای فیلمی بوده که شاید در زمان تولید خود میتوانست ارتباطی مؤثرتر و بهتر با مخاطب برقرار کند.
البته وجه تلختر این ماجرا زمانی آشکار میشود که برخی از همین فیلمهای توقیفی، سالها بعد به عنوان آثاری مهم، متفاوت و ارزشمند در کارنامه سازندگانشان و تاریخ سینمای ایران شناخته میشوند. نمونه روشن آن «باشو غریبه کوچک» است؛ فیلمی که وقتی بهرام بیضایی آن را در سال ۱۳۶۵ ساخت، سه سال مجوز نمایش نگرفت، اما امروز که هفت ماه از سفر ابدی بیضایی میگذرد و در شرایطی که کشور تجربه دو جنگ تحمیلی را در کمتر از یک سال پشت سر گذاشته، از این فیلم بیضایی به عنوان یکی از آثار ماندگار و "ضدجنگ" سینمای ایران یاد میشود؛ عنوانی که از قضا به عنوان یکی از دلایل توقیف در آن سالها برشمرده میشد. یا «آدمبرفی» که پس از درگذشت اکبر عبدی، سکانسهایی از هنرنمایی او در این فیلم مورد توجه قرار گرفت؛ اثری که در دهه ۷۰ به مسئله مهم مهاجرت میپرداخت ولی بخاطر زنپوشی اکبر عبدی، بعد از جشنواره فجر سیزدهم رسما توقیف شد و سه سال بعد مجوز اکران گرفت و بدون هیچ مشکلی از شبکههای تلویزیونی هم پخش شد.
تلختر از همه اینها زمانی است که برخی فیلمهای توقیفی آنقدر از نمایش رسمی دور میمانند که سرنوشتشان به انتشار نسخههای غیرقانونی گره میخورد و حسرت اکران روی پرده سینما برای همیشه به دل فیلمساز باقی میماند. «سنتوری» و «خرس» از جمله نمونههای شناختهشده این وضعیت هستند.
اگرچه در سالهای اخیر تلاش شده تعداد فیلمهای توقیفی کاهش پیدا کند، اما این روند همچنان به طور کامل متوقف نشده و خطر قاچاق و از دست رفتن فرصت نمایش، همچنان برخی آثار را تهدید میکند.
این گزارش به بهانه نمایش «صد سال به این سالها» با بازی فاطمه معتمدآریا، پرویز پرستویی و رضا کیانیان، تعدادی از فیلمهای مهم توقیفشدۀ سینمای ایران در دهههای گذشته را مرور میکند؛ با این امید که سرنوشت فیلمهایی مانند «قاتل و وحشی» و «شیشلیک» نیز به زودی روشن شود تا مخاطب، خود دربارۀ کیفیت و تأثیرگذاری این آثار قضاوت کند.
«حاجی واشنگتن» : ساخته علی حاتمی که در سال ۱۳۶۱ تولید و در جشنواره فجر نمایش داده شد اما بعد از آن به مدت ۱۷ سال در توقیف ماند و زمانی مجوز نمایش گرفت که حاتمی از دنیا رفته بود.

«مارمولک» : ساخته کمال تبریزی که در جشنواره بیستو دوم فجر به نمایش درآمد و اگرچه قرار بود نوروز سال ۱۳۸۳ اکران عمومی شود، با تعویق دو ماهه، در اردیبهشتماه راهی سینماها شد، اما حتی ۲۰ روز هم روی پرده باقی نماند و توقیف شد یا به قول برخی سازندگانش درگیر تسویه حسابهای سیاسی شد. نسخه پردهای این فیلم بعد از مدتی روی سیدی دست به دست چرخید و تعداد زیادی از مردم آن را تماشا کردند. نسخه قانونی «مارمولک» برای عرضه در شبکه نمایش خانگی سرانجام حدود یک دهه بعد موفق به کسب مجوز شد.

«به رنگ ارغوان» : ساخته ابراهیم حاتمیکیا که اولین بار قرار بود در سال ۱۳۸۳ در جشنواره بیستوسوم فجر نمایش داده شود اما به دستور وزیر اطلاعات وقت مجوز نمایش نگرفت، چون طبق گفته تهیهکننده (سید جمال ساداتیان، در نامهای به احمدینژاد، رئیسجمهور دولت نهم) قرار بود نمایش فیلم به دلیل نزدیکی انتخابات ریاستجمهوری نهم مدتی متوقف بماند ولی در نهایت این توقیف پنج سال طول کشید تا جشنواره بیستوهشتم که فیلم به نمایش درآمد.

«سنتوری» : ساخته داریوش مهرجویی که با وجود کسب جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در جشنواره فجر بیستوپنجم، حاشیههای زیادی پیدا کرد. این فیلم قرار بود تابستان سال ۱۳۸۶ در سینماها اکران شود ولی مجوز آن صادر نشد تا اینکه پس از چند ماه، نسخهای از فیلم قاچاق شد و در قالب سیدی در خیابانها به فروش رفت. این اتفاق ضربهای بزرگ به سازندگان فیلم وارد کرد. سه سال بعد فرامرز فرازمند، یکی از تهیه کنندگان «سنتوری» بر اثر ایست قلبی درگذشت یا به قول داریوش مهرجویی از غصه دق کرد. سرانجام در همان سال ۸۹ مجوز نمایش ویدیویی «سنتوری» صادر شد.

«صد سال به این سالها» : ساخته سامان مقدم برای اولین بار سال ۱۳۸۶ در جشنواره فجر رونمایی شد؛ فیلمی با روایت چند دهه از زندگی یک زن (از آخرین سالهای حکومت پهلوی تا سال ۱۳۸۴) که از همان زمان اولین نمایش توقیف شد تا همین چند هفته قبل که در نهایت بدون اکران عمومی در سینماها، راهی اکران آنلاین شد.

«خیابانهای آرام» : ساخته کمال تبریزی و محصول سال ۱۳۸۹ است که فقط در جشنواره فجر همان سال چند اکران محدود داشت و بعد از آن بدون اکران باقی ماند. اگرچه در مقطعی گفته شد پروانه نمایش فیلم صادر شده اما در عمل اتفاقی برای اکران فیلم نیفتاد، این در حالی است که کارگردانش معتقد است فیلم به راحتی میتوانست اکران شود. تبریزی در این مورد گفته است که گویا تهیهکننده (محمود رضوی) فیلم را واگذار کرده و هزینههای ساخت آن را گرفته است. فیلم هم در آرشیوی رفته که دیگر امکان نمایش آن نیست و به نظر میرسد بایگانی دائمی شده است.

«گزارش یک جشن» : ساخته ابراهیم حاتمیکیا که نگاهی به وقایع مرتبط با انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ دارد و همچنان در توقیف است. البته این فیلم هم گویا سرنوشت مشابهی همچون «خیابانهای آرام» دارد، یعنی فیلم به بنیاد سینمایی فارابی واگذار شده، ضمن اینکه گفته میشود سازندگانش نیز پیگیر نمایش فیلم نیستند تا امکان بررسی دوباره آن برای صدور مجوز وجود داشته باشد.

«خانه پدری» : به کارگردانیکیانوش عیاری که سال ۱۳۸۹ ساخته شد ولی یک سال بعد مشکلاتش شروع شد تا اینکه مجوز یک نمایش در جشنواره فجر سیودوم را در بخش خارج از مسابقه گرفت.
فیلم پس از چهار سال توقیف سرانجام در سال ۱۳۹۴ با شرایطی محدود روی پرده رفت اما به سرعت از پرده پایین کشیده شد و توقیفش تا سال ۱۳۹۸ ادامه پیدا کرد. پاییز ۹۸ فیلم با محدودیت سنی و اصلاحاتی به اکران درآمد ولی باز هم توقیف شد، این بار با دستور قضایی. سرانجام پس از رفع مسئله و تأیید دوباره، «خانه پدری» برای چند هفته کوتاه به اکران درآمد و بعد دوباره مُهر توقیف خورد چون حتی اجازه پخش در نمایش خانگی را هم داشت. این فیلم که عیاری معتقد بود درگیر سوءتفاهم شده، سال گذشته پس از ۱۵ سال از زمان تولیدش راهی شبکه نمایش خانگی شد.
«یک خانواده محترم» : اولین ساختۀ بلند داستانی مسعود بخشی در اوایل دهه ۹۰ که جنجالهایش از زمان حضور در جشنواره فیلم کن و تمجید منتقدان خارجی از فیلم به عنوان یک اثر سیاسی آغاز و توقیف شد؛ فیلمی که در داخل کشور برچسب سیاهنمایی خورد تا جایی که مدیران دولتی سینما از سازنده فیلم شکایت کردند.

«خرس» : ساخته خسرو معصومی و محصول سال ۱۳۹۰. این فیلم با وجود آنکه در جشنواره فیلم فجر مورد توجه قرار گرفت و بازیگرانش سیمرغ بلورین گرفتند اما مجوز اکران عمومی نگرفت تا اینکه سال ۹۹ نسخه قاچاق و باکیفیت آن در فضای مجازی منتشر شد. اخیرا جواد نوروزبیگی، تهیه کننده فیلم درخواست دوبارهای را برای پروانه نمایش آن مطرح کرد تا در شرایطی که سینماها رونق چندانی ندارند این فیلم در سینماها روی پرده رود اما در پیگیریهای غیررسمی گفته شد فیلمی که نسخهای از آن پخش شده دیگر شرایط اکران عمومی ندارد.

«آشغالهای دوستداشتنی» : ساخته محسن امیر یوسفی که سال ۱۳۹۱ با نگاهی به اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تولید شد ولی از همان ابتدا برای نمایش مشکل پیدا کرد؛ به طوری که امیریوسفی از سال ۹۲ تا ۹۵ برای چهار دوره پیاپی متقاضی حضور در جشنواره فجر میشد ولی فیلمش هر بار به دلیل نداشتن مجوز رد شد تا اینکه سرانجام در تابستان سال ۱۳۹۶ فیلم با اصلاحاتی پروانه نمایش گرفت اما باز هم تا چند ماه اجازه اکران نداشت. به همین دلیل فیلمساز بار دیگر فرم شرکت در جشنواره فجر را (در بهمن ۹۶) پر کرد و در نهایت پس از رد شدن چندباره از سوی جشنواره، «آشغالهای دوست داشتنی»، بعد از ۶ سال توقیف در سال ۱۳۹۷ با شرایطی محدود به اکران درآمد. البته هنوز نسخه اصلی فیلم با بازی بهروز وثوقی اکران نشده باقی مانده است.

«عصبانی نیستم» : به کارگردانی رضا درمیشیان که سال ۱۳۹۲ ساخته شد و در جشنواره فجر همان سال مورد توجه زیاد قرار گرفت اما حاشیههای جشنوارهایِ آن به عنوان فیلمی که به صراحت به وضعیت اجتماعی دهه ۸۰ و دانشجویان ستارهدار اشاره داشت، با چند سال توقیف ادامه یافت تا در نهایت با سانسور بیش از ۲۰ دقیقه، در سال ۱۳۹۶ مجوز اکران گرفت. البته اکرانش باز هم بلاتکلیف بود تا در نهایت در ۱۳۹۷ روی پرده سینماها رفت.

«رستاخیز» :احمدرضا درویش این فیلم را در سال ۱۳۹۱ پس از حدود یک دهه تلاش با گروهی از سینماگران سرشناس ایرانی و خارجی ساخت و اگرچه در سال ۱۳۹۲ در جشنواره فجر به نمایش درآمد و جایزههایی هم گرفت اما بخاطر نمایش دادن چهرهای ابوالفضل العباس (ع) مجوز اکران عمومی در سینماها را به آن ندادند. توقیف این فیلم برای اکران عمومی در سینماهای ایران پس از ۱۴ سال در حالی ادامه دارد که چند سال قبل فقط اجازه نمایش آنلاین به آن داده شد.

«شیفتگی» : فیلمی به کارگردانی علی زمانی عصمتی که از سال ۱۳۹۲ و پس از رونمایی در جشنواره فیلم فجر سیودوم، به دلیل سر تراشیده بازیگر زن (رویا تیموریان) توقیف شده و سر از فضای مجازی درآورد.

«کاناپه» : دیگر فیلم مشکلدار کیانوش عیاری که سال ۱۳۹۵ ساخته شد. این فیلم به دلیل استفاده از کلاهگیس برای بازیگران زن در فضای شخصیشان امکان نمایش پیدا نکرده و ۱۰ سال است که در توقیف به سر میبرد.

«قاتل و وحشی» : به کارگردانی حمید نعمتالله که سال ۱۳۹۸ برای جشنواره فجر آماده میشد اما به دلیل موی تراشیده بازیگر زن اصلی فیلم (لیلا حاتمی) مجوز شرکت در جشنواره را نگرفت و هشت سال است که در محاق توقیف مانده. البته شنیده میشد در ماههای گذشته و حتی جشنواره فجر سال قبل موافقتی برای صدور مجوز نمایش آن حاصل شده اما هنوز خبری رسمی از صدور پروانه نمایش فیلم منتشر نشده است.

«شیشلیک» : ساخته محمدحسین مهدویان که پس از نمایش فیلم در جشنواره سیونهم فجر تاکنون موفق به گرفتن پروانه نمایش نشده است. این فیلم به عنوان یک کمدی سیاه با نقدهای مثبت و منفی متعددی بازخورد گرفته بود.

«سینما متروپل» : محمدعلی باشهآهنگر که روایتی درباره سینما در دوران جنگ را در فیلمش نشان داده، پس از رونمایی فیلمش در جشنواره فجر سال ۱۴۰۱ و دریافت جایزه بهترین فیلم جشنواره، با سه سال توقیف مواجه شد و سرانجام سال گذشته پس از انجام حذفیاتی فیلمش مجوز اکران گرفت.

«علت مرگ: نامعلوم» : فیلمی از علی زنگار که در میان آثار توقیفی سینما سرنوشتی عجیب دارد؛ چرا که این فیلم ابتدا با مجوز نگرفتن از وزارت ارشاد در سال ۱۴۰۲ برای شرکت در جشنواره فجر توقیف شد، یک سال بعد با تغییر دولت مجوز اکران محدود گرفت و در سال ۱۴۰۴ به عنوان نماینده سینمای رسمی ایران در اسکار انتخاب شد.
به اسامی اشاره شده در این گزارش فهرست بلندبالای دیگری را هم میتوان اضافه کرد از جمله «برزخیها»، «خط قرمز»، «مرگ یزدگرد»، «بانو»، «عصر جمعه»، «آفساید»، «پریناز»، «قصهها»، «از رئیس جمهو پاداش نگیرید»، «زمهریر»، «اوریون»، «زادبوم»، «خواب تلخ»، «ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا»، «مهمونی کامی»، «شب، داخلی دیوار» و «روشن» که هر کدام در طول چند دهه با موانعی برای اکران عمومی مواجه شدند که البته برخی از آنها هنوز رفع نشده و برخی هم با اصلاحات و حتی تغییر نام فیلم، مجوز اکران گرفتند.
یاداوری این فیلمها و سرنوشتشان فقط بهانهای است تا بار دیگر تکرار شود که هر کدام از این توقیفها چقدر تحت تاثیر سلیقه و مصلحت بوده است. در حالی که سینما ابتدا به عنوان یک سرگرمی و بعد هنری برای اندیشهورزی نه تنها آسیبی به یک جامعه نمیرساند بلکه میتواند در جهت رشد آن جامعه و نیز برافراشتن پرچم فرهنگ و هنر کشور در دنیا کارساز باشد.
انتهای پیام
کلید واژه
ارسال نظرات