امروز : دوشنبه 19 مرداد 1405 - 03:36

Afrang Khabar

1405/5/19 15:36

تشریح مهمترین چالش های صنایع دستی ایران

آینده صنایع دستی از کلاس تا کارگاه

به گزارش افرنگ خبر /

یک فارغ‌التحصیل رشته صنایع دستی با تشریح مهم‌ترین چالش‌های صنایع‌ دستی ایران، از فاصله آموزش دانشگاهی با بازار کار، نبود فرصت‌های شغلی پایدار، تعطیلی کارگاه‌ها، ضعف حمایت‌های دولتی، افزایش هزینه‌های تولید و محدودیت‌های صادراتی به‌عنوان مهم‌ترین مشکلات این حوزه یاد کرد.

صنایع دستی ایران با وجود پیشینه‌ای چند هزار ساله و جایگاهی شناخته‌شده در فرهنگ و اقتصاد، اکنون با پرسش‌های جدی درباره آینده نیروی انسانی خود روبه‌روست. هر سال دانشجویانی با علاقه به هنرهای سنتی وارد دانشگاه می‌شوند و فارغ‌التحصیلانی با امید به فعالیت حرفه‌ای از آن خارج می‌شوند، اما فاصله میان آموزش دانشگاهی، مهارت‌های مورد نیاز بازار و فرصت‌های شغلی، تجربه‌ای متفاوت برای بسیاری از آنها رقم زده است. ایسنا در این پرونده با دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و اساتید رشته صنایع دستی گفت‌وگو می‌کند تا از دل روایت‌های آنان، تصویری از وضعیت آموزش، بازار کار، چالش‌ها و چشم‌انداز این رشته ترسیم کند.

نسیم مالمیر، از فارغ‌التحصیلان رشته صنایع دستی، درباره کیفیت آموزش دانشگاهی در این رشته به ایسنا گفت: با توجه به اینکه در یکی از دانشگاه‌های تهران تحصیل کرده‌ام، اما ساکن سمنان هستم و چند سالی است با دانشجویان در ارتباط هستم، به نظرم کیفیت آموزش، بسته به شهر و دانشگاهی که دانشجویان در آن تحصیل می‌کنند، تا حدودی متفاوت است. به‌طور کلی به نظر می‌رسد فاصله بسیار زیادی میان آنچه در دانشگاه آموزش داده می‌شود و شرایطی که دانشجو پس از فارغ‌التحصیلی با آن مواجه می‌شود، وجود دارد.

او توضیح داد: در دانشگاه یک‌سری واحدهای درسی ارائه می‌شود که بخش اعظم دوره را تشکیل می‌دهند. بخش قابل‌توجهی از این دوره به شناخت تاریخ هنر، مبانی نظری و انواع میراث در شاخه‌های مختلف اختصاص دارد. در کنار این واحدها، یک‌سری کارگاه‌های عملی نیز وجود دارد که هر دانشگاه، متناسب با امکاناتی که در اختیار دارد، ارائه می‌کند. برای تدریس این واحدهای عملی نیز طبیعتاً باید از استادانی استفاده شود که تجربه و دانش لازم را در این زمینه داشته باشند.

صنایع‌دستی در تنگنای آموزش، اشتغال و اقتصاد

 

این هنرمند که اکنون در حوزه ساخت زیورآلات فعالیت دارد، افزود: در گذشته، استادان تجربی را بیشتر در دانشگاه‌ها می‌دیدیم؛ یعنی در دوره‌ای که ما تحصیل می‌کردیم، بسیاری از استادان ما افرادی بودند که درجه هنری داشتند. این افراد را برای تدریس در کارگاه‌های عملی به دانشگاه دعوت می‌کردند. اما در حال حاضر این روند تا حد زیادی تغییر کرده و دعوت از این گروه از استادان بسیار کمتر شده است. امروز بیشتر همان استادانی در دانشگاه تدریس می‌کنند که بسیاری از آن‌ها اساساً تجربه فعالیت در بازار صنایع‌دستی یا اداره یک کارگاه مستقل را ندارند.

او ادامه داد: البته حتی در دوره‌ای که ما تحصیل می‌کردیم نیز این فاصله وجود داشت. دانشگاه به ما آموزش نمی‌داد که پس از فارغ‌التحصیلی، اگر بخواهیم یک کارگاه تأسیس کنیم، دقیقاً چه مراحلی را باید طی کنیم و چه اقداماتی لازم است انجام دهیم. یک‌سری واحدهای عملی و نظری ارائه می‌شود، اما بسیاری از این آموزش‌ها در عمل، کارکرد مشخصی برای فضای خارج از دانشگاه ندارند.

مالمیر گفت: فردی که وارد دانشگاه می‌شود و رشته صنایع‌ دستی را انتخاب می‌کند، در بسیاری از موارد نمی‌داند که قرار است پس از فارغ‌التحصیلی چه نقشی داشته باشد؛ آیا قرار است طراح، پژوهشگر، تولیدکننده باشد یا کارآفرین. اساساً مسیر مشخصی برای دانشجو تعریف نشده است که بداند پس از فارغ‌التحصیلی قرار است در کدام‌یک از این حوزه‌ها فعالیت کند. در نتیجه، فرد تازه پس از خروج از دانشگاه با این چالش مواجه می‌شود که باید چه مسیری را دنبال کند. البته این موضوع تا حدی به امکانات و شرایطی که خود فرد در اختیار دارد نیز بستگی دارد. برخی از دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی کارگاه راه‌اندازی می‌کنند، اما برخی دیگر به‌طور کامل از حوزه صنایع‌ دستی خارج می‌شوند.

او با بیان اینکه آموزش دانشگاهی در این حوزه فاقد هدف مشخص و مسیر روشنی است، اضافه کرد: صرفاً مجموعه‌ای از واحدهای درسی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و تدریس می‌شوند، اما در نهایت مشخص نیست که این آموزش قرار است دانشجو را برای چه موقعیتی در دنیای واقعی آماده کند.

مالمیر درباره مهم‌ترین ضعف نظام آموزشی در حوزه صنایع دستی به زعم و تجربه خود گفت: آموزش دانشگاهی فاصله بسیار زیادی با دنیای واقعی دارد. یک‌سری آموزش‌ها ارائه می‌شود که بسیاری از آن‌ها مربوط به گذشته است. بخش دیگری از این آموزش‌ها نیز اساساً در حیطه صنعت قرار می‌گیرند؛ یعنی فرد می‌خواهد نوآوری ایجاد کند، اما در نهایت وارد حوزه صنعت می‌شود و از صنایع‌ دستی فاصله می‌گیرد. در واقع، ارتباطی که باید میان صنایع‌دستی و بازاری که دانشجو قرار است پس از فارغ‌التحصیلی وارد آن شود، وجود داشته باشد، بسیار ضعیف است.

او ادامه داد: از طرف دیگر، هنوز در خود دانشگاه نیز میان صنایع‌ دستی و هنر نوعی فاصله وجود دارد و البته باید هم این تمایز وجود داشته باشد. با این حال، در عمل دانشگاه به سمتی حرکت می‌کند که صنایع‌ دستی از اصالت و هدف اولیه خود فاصله بگیرد؛ یعنی از چیزی که در زندگی روزمره مردم حضور داشته و مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در نتیجه، صنایع‌ دستی یا به تولیداتی با کیفیت بسیار پایین تنزل پیدا می‌کند و خروجی آن به چنین محصولاتی تبدیل می‌شود، یا به سمتی می‌رود که صرفاً به‌عنوان یک اثر هنری دیده شود و دیگر اهمیتی نداشته باشد که مخاطب آن را درک می‌کند یا نه، یا اینکه این اثر در زندگی روزمره قابلیت استفاده دارد یا ندارد.

این هنرمند با بیان اینکه این مسئله از همان دانشگاه آغاز می‌شود، اظهار کرد: در خود دانشگاه دو دیدگاه کاملاً متفاوت وجود دارد. این دیدگاه‌ها به‌ تدریج وارد سرفصل‌های آموزشی می‌شوند، در شیوه تدریس و محتوای کلاس‌ها نمود پیدا می‌کنند و در نهایت همین رویکردها وارد بازار نیز می‌شوند.

او درباره وضعیت اشتغال فارغ‌التحصیلان صنایع‌ دستی نیز گفت: اشتغال فارغ‌التحصیلان این رشته بسیار ناپایدار است. بیشتر دانشجویانی که من می‌بینم و در رشته صنایع‌ دستی تحصیل می‌کنند، چه مربوط به دوره‌ای که ما دانشجو بودیم و چه مربوط به دوره‌های جدید، پس از فارغ‌التحصیلی در این رشته مشغول به کار نمی‌شوند و وارد حوزه‌های دیگری می‌شوند؛ زیرا اساساً فرصت‌های شغلی چندانی برای فارغ‌التحصیلان این رشته وجود ندارد.

او افزود: از طرف دیگر، بسیاری از کارگاه‌هایی که در دهه‌های گذشته به‌صورت گسترده و فعال وجود داشتند، در پنج سال اخیر تعطیل شده‌اند. در واقع، دیگر مکان‌ها و مجموعه‌های چندانی وجود ندارند که یک فارغ‌التحصیل بتواند پس از پایان تحصیل به آنجا مراجعه کند و در آنجا مشغول به کار شود. از سوی دیگر، اگر فرد بخواهد برای خودش کسب‌وکار راه‌اندازی کند؛ یعنی کارآفرین شود یا برای خود اشتغال ایجاد کند، باز هم آموزش‌هایی که در دانشگاه دریافت کرده است، کافی نیست.

مالمیر افزود: علاوه‌بر این، با توجه به شرایط اقتصادی موجود، تورم، افزایش قیمت مواد اولیه و سایر هزینه‌ها، فرد عملاً امکان ورود آسان به این حوزه را ندارد و نمی‌تواند به‌سادگی فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کند. در دو ورودی؛ یعنی در دو سالی که ما در دانشگاه بودیم، مجموعاً ۴۰ نفر دانشجو داشتیم و در حال حاضر کمتر از ۱۰ نفر از آن‌ها در این حوزه فعالیت می‌کنند؛ یعنی تقریباً همه وارد حوزه‌های دیگری شده‌اند و به‌طور کامل از صنایع‌دستی فاصله گرفته‌اند.

این هنرمند همچنین درباره میزان حمایت نهادهای دولتی از رشته و حوزه صنایع‌دستی گفت: حمایت دولت در واقع در این حوزه به وام و برگزاری یک‌سری نمایشگاه‌ها محدود شده است. البته این نمایشگاه‌ها عملاً نمایشگاه‌هایی نیستند که بتوانند تأثیر قابل‌توجهی ایجاد کنند یا کمکی به بازار داشته باشند؛ نه برای افرادی که در این حوزه تحصیل کرده‌اند و نه برای افرادی که دارای کارگاه هستند. وام نیز عملاً چندان کارآمد نیست. میزان وامی که پرداخت می‌شود بسیار کم است. امسال، اگر اشتباه نکنم، به ازای هر نفر ۲۰۰ میلیون تومان وام پرداخت می‌شود. در عمل، اگر یک فارغ‌التحصیل بخواهد با استفاده از این وام کارگاه خود را راه‌اندازی کند، نهایتاً، با توجه به تفاوت رشته‌ها و هزینه‌های مورد نیاز، شاید نتواند حتی یک‌دهم ابزار مورد نیاز خود را تهیه کند یا نهایتاً بتواند با این مبلغ، مواد اولیه مورد نیاز یک ماه کارگاهش را تامین کند. بنابراین، حمایتی که از طریق وام انجام می‌شود، عملاً کارآمد نیست و تأثیر چندانی در این حوزه ندارد.

او ادامه داد: نمایشگاه‌هایی هم که برگزار می‌شود، سال‌هاست تقریباً با یک شیوه ثابت برگزار می‌شود. در سال‌های اخیر حتی بحث دریافت هزینه برای حضور در این نمایشگاه‌ها نیز مطرح شده است، اما در عمل خروجی قابل‌قبولی ندارند و نتوانسته‌اند کمک مؤثری به این حوزه داشته باشند. در واقع، این حمایت‌ها نتوانسته‌ است به ایجاد یک زنجیره پایدار در حوزه صنایع‌دستی کمک کند؛ چه در زمینه اشتغال فارغ‌التحصیلان و چه در زمینه حفظ، توسعه و پیشرفت فعالیت‌های موجود در حوزه صنایع‌دستی.

مالمیر گفت: در برخی حوزه‌های دیگر نیز دولت وارد عمل می‌شود و مداخلاتی انجام می‌دهد که نه‌تنها موجب بهبود شرایط نمی‌شود، بلکه وضعیت را به سمت بدتر شدن پیش می‌برد. برای مثال، در ایجاد گروه‌های مردم‌نهاد و تشکل‌ها عملاً دخالت می‌شود و تشکل‌ها به سمتی هدایت می‌شوند که مثلاً عده‌ای خاص وارد آن‌ها شوند و امکانات نیز در اختیار گروه خاصی قرار بگیرد. سپس همان افراد خاص در مصاحبه‌ها حاضر شوند و از عملکرد مدیر مربوطه تعریف و تمجید کنند. در نتیجه، تشکل‌های واقعی نیز شکل نمی‌گیرند. افرادی که در این حوزه مشغول به فعالیت هستند، وقتی می‌بینند چنین شرایطی وجود دارد، عملاً انگیزه‌ای برای ایجاد تعاملات جدید و شکل‌گیری تشکل‌های فعال و واقعی پیدا نمی‌کنند.

او افزود: در واقع، دولت چنین اقداماتی را نیز انجام می‌دهد و در کنار آن، به‌ویژه در پنج سال اخیر، بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌ها به آمارسازی محدود شده است. در شهری که خودم در آن زندگی می‌کنم، با یکی دو مورد از این مسائل در ارتباط هستم و می‌بینم که در عمل، صرفاً آمارسازی صورت می‌گیرد. مدیران منطقه‌ای برای اینکه بتوانند آمارهایی ارائه دهند و مثلاً اعلام کنند که تعداد مشخصی مجوز کارگاه صنایع‌ دستی صادر کرده‌اند، این اقدامات را انجام می‌دهند تا در نهایت بتوانند موقعیت و پست بهتری به دست آورند. در حالی که نه به آن میزان اشتغال در صنایع‌ دستی ایجاد شده است، نه تعداد کارگاه‌های فعال به اندازه آماری است که اعلام می‌شود. حتی بخشی از همان وام اندکی که قرار است پرداخت شود نیز در عمل به افرادی اختصاص پیدا می‌کند که اساساً در این حوزه شاغل نیستند.

این هنرمند صنایع دستی با بیا اینکه پژوهش در صنایع دستی کمرنگ است، اظهار کرد: یکی از مواردی که کمتر به آن پرداخته می‌شود، پژوهش در حوزه صنایع‌دستی است، به‌ویژه پژوهش درباره استفاده از متریال‌های جدید و تکنیک‌های جدید، به‌گونه‌ای که بتوانیم در حوزه صنایع‌دستی حتی با کشورهای همسایه نیز رقابت کنیم. در گذشته، ما جزو کشورهای پیشرو در جهان در زمینه صنایع‌دستی بودیم، اما اکنون تقریباً در حال عقب ماندن از کشورهایی مانند پاکستان هستیم؛ کشوری که در گذشته در حوزه صنایع‌ دستی جایگاه و سابقه‌ای مشابه امروز نداشت. این مسئله تا حد زیادی به این دلیل است که نه بازار را به‌درستی می‌شناسیم و نه به توسعه محصولات خود توجه کافی داشته‌ایم. صرفاً تلاش می‌کنیم یک‌سری تکنیک‌ها را حفظ کنیم، اما عملاً نوآوری قابل‌توجهی در آن‌ها اتفاق نمی‌افتد. از طرف دیگر، دانشی که باید وجود داشته باشد، یعنی همان نظام استاد ـ شاگردی که در آن تجربه و دانش عملی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود، در حال از بین رفتن است.

او گفت: امروزه دیگر کمتر شاهد این هستیم که فردی برای مدت قابل‌توجهی در کارگاه یک استاد بزرگ فعالیت کند، تجربه و دانش او را بیاموزد و سپس این تجربیات را با خود همراه کند و بر اساس آن، کسب‌وکار مستقلی ایجاد کند. در نتیجه، آن خلاقیتی که باید در حوزه صنایع‌دستی وجود داشته باشد، متأسفانه در حال از بین رفتن است.

این هنرمند در پاسخ به این پرسش که شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، چه تأثیری می‌تواند بر آینده صنایع‌ دستی ایران داشته باشد؟ گفت: این شرایط واقعاً تأثیر بسیار مستقیمی دارد. در حال حاضر، بخشی از کارگاه‌ها تعطیل شده‌اند و قدرت خرید مردم نیز به‌طور قطع کاهش پیدا کرده است. صنایع‌ دستی نیز از آنجا که تا حدودی از حالت کاربردی خود در زندگی روزمره فاصله گرفته، دیگر مانند گذشته در سبد مصرفی مردم قرار ندارد. از طرف دیگر، هزینه‌های تولید افزایش پیدا کرده و قیمت مواد اولیه نیز بالا رفته است. در واقع، تورم بسیار شدیدی که با آن مواجه هستیم، تولید را عملاً با چالش جدی مواجه کرده است. شما نمی‌توانید قیمت نهایی محصول خود را هر هفته افزایش دهید، در حالی که هر هفته مواد اولیه را با قیمت بالاتری خریداری می‌کنید.

او افزود: ضمن اینکه اساساً روی این موضوع کار نشده است که چگونه می‌توانیم از این بحران‌ها عبور کنیم. پژوهش جدی و مناسبی در این زمینه انجام نشده است. آن بخشی که دولت اتفاقاً باید در این حوزه وارد عمل می‌شد، این بود که آموزش‌های لازم را ارائه دهد، اینکه چگونه می‌توانیم در شرایط بحران تولید کمتری داشته باشیم، اما همین تولید را به شکل هوشمندانه‌تر و کارآمدتری انجام دهیم و بتوانیم با استفاده از منابع محدود، فعالیت خود را حفظ کنیم. در واقع، مسئله این است که بتوانیم کارگاه‌ها را حفظ کنیم. در حال حاضر تقریباً روزی نیست که من کمتر از ۱۰ آگهی فروش وسایل و تجهیزات کارگاه‌های مختلف را نبینم. این موضوع در حوزه‌های مختلف صنایع دستی اتفاق می‌افتد. من خودم بیشتر در حوزه زیورآلات فعالیت می‌کنم، اما در حوزه سرامیک نیز فعالیت دارم و این دو حوزه را از نزدیک دنبال می‌کنم. تقریباً هر روز، کمتر از ۱۰ آگهی فروش کامل تجهیزات و وسایل کارگاه می‌بینم. این موضوع نشان می‌دهد که شرایط موجود تا چه اندازه بر فعالیت کارگاه‌های صنایع‌دستی تأثیر گذاشته است.

این هنرمند صنایع دستی درباره مهم‌ترین چالشی که در فعالیت حرفه‌ای خود با آن مواجه است، نیز گفت: مهم‌ترین چالش، حوزه فروش است که خود آن نیز در واقع مجموعه‌ای از شرایط و مشکلات مختلف است که درباره آن‌ها صحبت کردیم. یکی از مهم‌ترین مسائل این است که قانون کپی‌رایت نداریم. شما هرچقدر هم که خلاق باشید و یک محصول جدید و خلاقانه را به بازار عرضه کنید، فردای آن روز ممکن است عده‌ای دیگر همان محصول را تولید و عرضه کنند، حتی گاهی با کیفیت بسیار پایین‌تر. در نتیجه، فردی که برای طراحی و تولید یک محصول خلاقانه زمان و هزینه صرف کرده، عملاً نمی‌تواند از ایده و محصول خود محافظت کند. از طرف دیگر، یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی که می‌توانست به فروش محصولات صنایع‌دستی کمک کند، صادرات بود که متأسفانه در سال‌های اخیر عملاً متوقف شده یا با محدودیت‌های بسیار زیادی مواجه شده است.

مالمیر بیان کرد: اگر دولت بتواند کاری انجام دهد که به هر روشی، ارتباط ما با دنیا و بازارهای بین‌المللی دوباره برقرار شود، به نظرم می‌تواند تأثیر بسیار زیادی در بهبود شرایط فروش و فعالیت حرفه‌ای هنرمندان و فعالان صنایع‌دستی داشته باشد.

انتهای پیام

ارسال نظرات

نام

captcha

نظر شما