به گزارش افرنگ خبر /
یک آهنگساز، با اشاره به دشواریهای معیشتی هنرمندان و مشکلات اقتصادی تولید موسیقی، میگوید که بسیاری از هنرمندان با وجود درآمد اندک، به دلیل علاقه و پیوند عمیق با هنر همچنان در این مسیر ماندهاند، درصورتی که شاید اگر جای موسیقی جوراب میفروختند، امروز وضع مالی بهتری داشتند.
جابر اطاعتی ـ آهنگساز و نوازنده ویولن، آکاردئون و کمانچه ـ به تشریح وضعیت کنونی موسیقی در ایران پرداخت که در ادامه مشروح آن را میخوانید.
ـ در ماههای اخیر کاهش تولید آثار موسیقی را احساس کردهاید؟ این کاهش از نگاه شما بهعنوان یک آهنگساز تا چه اندازه جدی است؟
موسیقی عنصری قدرتمند و ابزاری مؤثر در فرهنگسازی است که میتواند نقش مهمی در جامعه ایفا کند. موسیقی از خشونت میکاهد و به مردم آرامش میبخشد. با این حال، تولید موسیقی در جامعه ما بسیار کم است و باید بیش از این به ظرفیت موسیقی بهعنوان یک عنصر فرهنگساز اعتماد کنیم.
من از ابتدای انقلاب در این حوزه فعالیت داشتهام و تاکنون نزدیک به ۷۰۰ اثر، از جمله آهنگ و سرود، ساختهام. حدود ۳۰۰ اثر از این مجموعه نیز مربوط به دوران جنگ است. با این حال، همانطور که اشاره شد، تولید آثار موسیقی واقعاً کاهش یافته است. این کمبود به موسیقی و جامعه آسیب میزند و میتواند به افزایش خشونت در جامعه منجر شود.
من در کشورهای اروپایی کنسرت برگزار کردهام و از نزدیک دیدهام که موسیقی چه جایگاه مهمی در زندگی مردم دارد و چگونه به ایجاد آرامش در جامعه کمک میکند. در آن کشورها موسیقی در فضاهای مختلف حضور دارد، کنسرتهای متعددی برگزار میشود و تولید آثار موسیقی رونق دارد. همچنین برای اجرای موسیقی در در فضاهای عمومی مانعتراشی نمیشود.
چنین اجراهایی میتواند به مردم آرامش ببخشند. حتی رهگذری که بهطور اتفاقی صدای یک قطعه موسیقی را میشنود، ممکن است برای لحظاتی آرامش پیدا کند. موسیقی در حال روحی مردم و حتی نحوه فکر کردن و تصمیمگیری آنها تأثیر میگذارد. وقتی با چنین ظرفیت ارزشمندی روبهرو هستیم، چرا نباید بیشترین بهره را از آن ببریم؟
من در شورای موسیقی نیز حضور داشتهام. در سالهای گذشته، محدودیتهایی برای فعالیتهای موسیقایی وجود داشت، اما به نظر من شرایط در حال حاضر بهتر شده است. وضعیت اجراهای خیابانی نیز نسبت به گذشته بهبود یافته است.
البته مشکلات کشور را هم درک میکنم. مسائل ناشی از جنگ، مشکلات معیشتی و گرانی، همگی بر شرایط جامعه تأثیر میگذارند. با این حال، میتوان از ظرفیت موسیقی برای تسکین بخشی از این مشکلات و کاستن از رنجهای مردم استفاده کرد.
این موضوع را در کشورهای دیگر نیز دیدهام. برای مثال، زمانی که در ژاپن کنسرت داشتم، مشاهده کردم که موسیقی در مکانهای مختلف و حتی در برخی فعالیتهای تولیدی مورد استفاده قرار میگیرد. حتی آنها از موسیقی در زمینههایی مانند تولید عسل نیز بهره میبرند. این تجربه نشان میدهد که میتوان از ظرفیت موسیقی در حوزههای گوناگون استفاده کرد و آن را به ابزاری برای ایجاد آرامش و کمک به جامعه تبدیل کرد.
ـ پس ارزیابی شما نیز بر این است که تولید آثار موسیقی کاهش پیدا کرده است؟
بله. البته جشنوارههایی برگزار میشود که اتفاق خوبی است. من هم سالها داور این جشنوارهها بودهام و از نزدیک شاهد استعدادهای فراوانی بودهام که در میان جوانان ما وجود دارد.
ایران کشوری پهناور با استعدادهای بسیار و پیشینهای هزارانساله در تمدن، فرهنگ و هنر است. ما در ادبیات شفاهی و مکتوب، میراثی غنی داریم و موسیقی فولکلور ما نیز از ارزش و تنوع بسیاری برخوردار است. موسیقی اقوام ایرانی گنجینهای ارزشمند و از زیباترین جلوههای موسیقی است.
تنوع موسیقی در ایران بسیار چشمگیر است؛ از موسیقی اصیل ایرانی و سنتی گرفته تا موسیقی گیلکی، آذربایجانی، لری، کردی، بلوچی و موسیقی عشایر چهارمحالوبختیاری و دیگر مناطق کشور. کافی است به این آثار گوش کنیم تا زیبایی و ظرفیت ارزشمند آنها را دریابیم.
البته من در شوراهای مختلف حضور دارم و از نزدیک شاهد تلاش مسئولان این حوزه هستم. بسیاری از آنها با دلسوزی و جدیت کار میکنند و در زمینه موسیقی تخصص و تجربه دارند، اما امکانات و توان مالیشان محدود است.
دولت باید بودجه بیشتری به حوزه موسیقی اختصاص دهد و از استادان، هنرمندان و مسئولانی که با تلاش و دلسوزی در این زمینه فعالیت میکنند، حمایت کند. پشتیبانی دولت و نهادهای فرهنگی ضروری است تا بتوانیم از ظرفیت گسترده موسیقی در زمینههای مختلف بهره ببریم. وقتی امکانات کافی در اختیار فعالان این حوزه قرار نگیرد و محدودیتهای مالی مانع فعالیت آنها شود، طبیعتاً امکان چندانی برای پیشبرد کارها وجود نخواهد داشت.
ـ به نظر شما مهمترین دلیل کاهش تولید موسیقی چیست؟ شرایط اقتصادی، فضای اجتماعی، کاهش قدرت خرید مخاطبان یا عوامل دیگر؟
مهمترین عامل، کمبود حمایت مالی است. برای تولید اثر موسیقی باید بودجه کافی وجود داشته باشد. آهنگسازانی که امروز خانهنشین شدهاند، علاقهمند به فعالیت هستند، اما تولید موسیقی هزینهبر است.
برای مثال، ضبط یک قطعه موسیقی در استودیو مستلزم پرداخت هزینههای مختلفی است. نوازندگانی که برای ضبط دعوت میشوند، دستمزد دریافت میکنند و این دستمزدها نیز متناسب با شرایط روز افزایش یافته است. هزینههای ضبط که در گذشته به میزان مشخصی بود، اکنون چندین برابر شده است. در چنین شرایطی، آهنگساز چگونه میتواند آثار خود را تولید و ضبط کند؟
سازمان صداوسیما نیز با کاهش تولیدات موسیقایی مواجه شده است. این سازمان در گذشته بخش و واحدی برای تولید آثار موسیقی داشت، اما میزان تولیدات آن هم کاهش یافته است. به نظر من، بخش مهمی از این وضعیت به کمبود بودجه و حمایت مالی بازمیگردد. البته ممکن است خود سازمان نیز به دلیل محدودیت منابع مالی، امکان فعالیت گستردهتر نداشته باشد.
این مسئله به تصمیمگیری جدی در سطوح بالاتر نیاز دارد. من در جایگاهی نیستم که درباره تصمیمهای مسئولان اظهارنظر کنم یا بگویم دقیقاً چه اقداماتی باید انجام دهند، اما معتقدم افرادی که در سطوح بالاتر و در حوزه بودجهریزی تصمیمگیری میکنند، باید توجه بیشتری به این مسئله داشته باشند. نمیخواهم بگویم هیچ اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است، اما ضروری است به موسیقی، بهعنوان عنصری فرهنگی با ظرفیتهای گسترده و تأثیرگذار بر جامعه، بیشتر توجه شود.
ـ آیا شرایط فعلی باعث شده است آهنگسازان پروژههایی را که پیشتر انجام میدادند یا در دست تولید داشتند، متوقف کنند یا به تعویق بیندازند؟
بله، خود من هم آثاری دارم که باید ضبط کنم، اما انجام این کارها دشوار شده است. البته با امکاناتی که در اختیار دارم، گاهی کارهایی انجام میدهم، ساز میزنم و آثاری را ضبط میکنم، اما در مجموع شرایط دشوار است.
من به کشورهای مختلف خاورمیانه سفر کردهام و در آنها کنسرت داشتهام. برخی از این کشورها پیشینه تاریخی و فرهنگی مشترکی با ایران دارند. امروز که به وضعیت بودجه هنری و میزان توجه آنها به موسیقی و هنر نگاه میکنم، میبینم که در برخی زمینهها از ما پیشی گرفتهاند. آنها برای موسیقی اهمیت قائلاند و واقعاً حیف است که ما چنین فرهنگ، هنر و تمدن چند هزارسالهای را نادیده بگیریم. البته نمیگویم این میراث به فراموشی سپرده شده است، اما میزان توجه به آن بسیار کم است.
اکنون زمان آن رسیده است که آموزش موسیقی را به مدارس بیاوریم. چه اشکالی دارد که موسیقی نیز در مدارس آموزش داده شود؟ ما باید به موسیقی اعتماد کنیم و برای آموزش اصولی آن اهمیت قائل شویم.
موسیقی در جامعه مخاطبان خود را دارد و همین استقبال نشان میدهد که مردم به آن نیاز دارند. نمیتوان بهسادگی یک نوع موسیقی را خوب و نوع دیگری را بد دانست. وقتی گونهای از موسیقی تولید میشود و شنونده دارد؛ یعنی توانسته است مخاطب خود را پیدا کند. موسیقی نباید به حوزهای انحصاری تبدیل شود.
چند سال پیش، بهعنوان عضو هیئت داوری در جشنواره آسیای ملل حضور داشتم. در آنجا کودکانی ۱۰ تا ۱۲ ساله را دیدم که اجراهای شگفتانگیزی داشتند و سازهایشان را بسیار زیبا مینواختند. گاهی بهعنوان داور نمیدانستم چه امتیازی به آنها بدهم، چون سطح اجراهایشان واقعاً چشمگیر بود. به نظر من، یکی از دلایل این توانمندی، توجه بیشتر به آموزش موسیقی در آن کشورهاست.
در برخی از این کشورها، کودکان از ۶ یا هفتسالگی وارد مدارس موسیقی میشوند و آموزش موسیقی بخشی از برنامه درسی آنهاست. آنها برای یادگیری ساز و کسب نمره، تمرین و تلاش میکنند. وقتی کودکی از سالهای ابتدایی تحصیل، یادگیری موسیقی را آغاز میکند و تا دوره دبیرستان ادامه میدهد، فرصت پیدا میکند که به نوازندهای توانمند تبدیل شود.
در چنین شرایطی، فرد از سنین پایین با موسیقی آشنا میشود و فرصت بیشتری برای شناخت استعداد و علاقه خود پیدا میکند. سپس میتواند تصمیم بگیرد که آیا میخواهد موسیقی را بهصورت حرفهای ادامه دهد یا در رشته دیگری تحصیل کند. به همین دلیل، معتقدم آموزش موسیقی در مدارس میتواند به پرورش استعدادهای جوان و رشد و پیشرفت موسیقی کشور کمک کند.
ـ افزایش هزینههای تولید، از جمله هزینه استودیو، دستمزد نوازندگان و سایر عوامل، تا چه اندازه بر کیفیت و شیوه تولید موسیقی تأثیر گذاشته است؟
این موضوع بسیار مهم است. میان اجرای یک نوازنده توانمند در استودیو و اجرای نوازندهای که از مهارت کمتری برخوردار است، تفاوت زیادی وجود دارد و طبیعتاً این تفاوت بر کیفیت اثر نهایی تأثیر میگذارد. از قدیم گفتهاند «هر چقدر پول بدهی، همانقدر آش میخوری». هرچه بودجه بیشتری برای تولید یک اثر در نظر گرفته شود، امکان استفاده از نوازندگان توانمند، دستیابی به کیفیت صدای بهتر و همکاری با عوامل حرفهای بیشتر فراهم میشود.
البته توانایی و تجربه آهنگساز نیز اهمیت زیادی دارد. مهارت آهنگساز و افرادی که در تولید اثر مشارکت میکنند، در شکلگیری یک اثر ارزشمند نقش دارند. در نهایت، مجموعه این عوامل کیفیت نهایی اثر موسیقایی را تعیین میکند.
ما آثاری تولید کردهایم که با گذشت بیش از ۲۰ سال، همچنان از رسانهها پخش میشوند. ماندگاری این آثار نشان میدهد که در آن دوره نیز آثاری باکیفیت تولید شدهاند و شاید توجه بیشتری به تولید موسیقی وجود داشته است.
اگر آن روند ادامه پیدا میکرد، شرایط میتوانست بهتر باشد. البته منظورم این نیست که امروز کاری انجام نمیشود یا اثر ارزشمندی تولید نمیشود. اکنون نیز آثار خوبی تولید میشوند و فعالان این حوزه با توجه به امکانات و تواناییهای موجود فعالیت میکنند، اما طبیعتاً هرچه حمایت و امکانات بیشتری در اختیار آنها قرار گیرد، زمینه برای تولید آثار باکیفیتتر نیز فراهمتر خواهد شد.
ـ آیا شرایط فعلی باعث شده است آهنگسازان پیش از شروع یک پروژه، بیش از گذشته به مسائل اقتصادی و امکان بازگشت سرمایه فکر کنند؟
نه، واقعاً نمیتوان درباره همه آهنگسازان چنین نظری داشت. بسیاری از آنها با عشق و از صمیم قلب کار میکنند. هنر و تولید آثار هنری، کاری برخاسته از علاقه و احساس است. هنرمندان با یکدیگر همکاری میکنند و تا جایی که بتوانند، برای تولید اثر تلاش میکنند. حتی ممکن است برخی از آنها بدون دریافت دستمزد فعالیت کنند.
البته این شرایط محدودیتهایی دارد و نمیتوان همیشه به این شکل ادامه داد. آهنگساز و هنرمندی که شبانهروز برای کار خود وقت و انرژی میگذارد، به تأمین مالی نیاز دارد تا بتواند فعالیتش را ادامه دهد. عشق و علاقه به هنر اهمیت بسیاری دارد، اما برای تداوم فعالیت هنرمندان و تولید آثار جدید، حمایت مالی و تأمین هزینهها نیز ضروری است.
ـ آیا دستمزد آهنگسازان متناسب با افزایش هزینهها بالا رفته است یا در عمل، ارزش اقتصادی کار آنها کاهش یافته یا تغییری نکرده است؟
در این زمینه توازن وجود ندارد و نوعی ناعدالتی دیده میشود. در گذشته برای تولید یک اثر فاخر، وقت و انرژی زیادی صرف میکردیم و با تمام توان کار میکردیم، اما در نهایت دستمزدی که دریافت میکردیم، بسیار پایین بود.
در مقابل، میدیدیم آثاری که خارج از مجموعههای سازمانی و بهصورت آزاد تولید میشدند، با چندین برابر قیمت خریداری میشدند. به اعتقاد من، هنرمندانی که در چارچوب سازمانها فعالیت میکنند و برای تولید آثار ارزشمند زحمت میکشند، باید بیشتر مورد توجه و قدردانی قرار بگیرند. در این زمینه نوعی نابرابری وجود دارد که باید به آن رسیدگی شود.
از سوی دیگر، افرادی که در جامعه شناختهشدهتر هستند و بهنوعی به یک برند تبدیل شدهاند، قدرت چانهزنی بیشتری دارند و میتوانند دستمزد بالاتری برای کار خود تعیین کنند.
به همین دلیل، این حوزه به یک سندیکای قدرتمند نیاز دارد که بر این مسائل نظارت کند و پیگیر مشکلات صنفی هنرمندان باشد. ساماندهی این وضعیت به پیگیری جدی نیاز دارد و لازم است افراد متخصص و باتجربهای که سالها در این حوزه فعالیت کردهاند و از نزدیک با مشکلات آن آشنا هستند، در چنین سندیکایی حضور داشته باشند و برای رسیدگی به این مسائل تلاش کنند.
ـ به نظر شما، شرایط اجتماعی فعلی باعث شده است مضمون یا زبان آثار موسیقی تغییر کند؟
بله، مضمون اشعار تا حد زیادی با شرایط جامعه تناسب دارد؛ بهویژه در آثار مناسبتی که مستقیماً به مسائل اجتماعی میپردازند. اساساً موسیقی و ادبیات همواره از تحولات جامعه تأثیر پذیرفتهاند و در گذر زمان دستخوش تغییر شدهاند.
برای مثال، موسیقی فولکلور را در نظر بگیرید. این موسیقی چگونه شکل گرفته است؟ موسیقی فولکلور در بستر زندگی مردم شکل گرفته و بهتدریج در حافظه جمعی آنها صیقل یافته و نسل به نسل منتقل شده است؛ به همین دلیل، همواره در معرض تغییر و تحول قرار داشته است.
برخی ملودیها و ترانهها اساساً آهنگساز مشخصی ندارند؛ در واقع، مردم خالق آنها هستند. ممکن است چند دهه از شکلگیری چنین آثاری گذشته باشد، اما همچنان سینهبهسینه منتقل شوند و در هر نسل، متناسب با احساسات و شرایط مردم، تغییراتی در آنها ایجاد شود. بنابراین، تغییر و دگرگونی همواره در موسیقی، بهویژه موسیقی فولکلور، وجود داشته است.
ـ اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، طی یکی دو سال آینده چه اتفاقی برای تولید موسیقی و بهویژه فعالیت آهنگسازان خواهد افتاد؟
اگر شرایط اقتصادی بهتر شود، حمایتها افزایش یابد و توجه بیشتری به موسیقی بهعنوان یک عنصر فرهنگی صورت بگیرد، آهنگسازان و موسیقیدانان با انگیزه و دلگرمی بیشتری فعالیت خواهند کرد. باید فضایی برای رقابت سازنده میان هنرمندان ایجاد شود؛ منظورم رقابتی همراه با حسادت نیست، بلکه رقابتی سالم است که در نهایت به پیشرفت موسیقی منجر شود.
در چنین فضایی، کیفیت آثار ارتقا پیدا میکند و هنرمندان برای تولید آثار بهتر انگیزه بیشتری خواهند داشت. طبیعی است که هر هنرمندی دوست دارد اثرش بیشتر شنیده شود و بتواند حتی بهتر از دوستان و همکارانش کار کند. این رقابت سالم میتواند نقش مهمی در رشد موسیقی داشته باشد.
من چنین فضایی را در کشورهای آسیایی دیدهام. زمانی که در جشنوارهها و فستیوالهای این کشورها حضور داشتم، شاهد بودم که هنرمندان چگونه با یکدیگر رفتار میکنند. رقابت میان آنها، در صورت وجود، دوستانه و سازنده است و بهجای حسادت، به پیشرفت یکدیگر کمک میکند. این فضای سالم و رقابت مثبت یکی از عواملی است که به رشد موسیقی در این کشورها کمک میکند.
بسیار امیدوارم چنین شرایطی در کشور ما نیز فراهم شود. چرا نتوانیم به این نقطه برسیم؟ اگر مشکلات موجود برطرف شود و حمایت لازم از موسیقی و هنرمندان صورت بگیرد، میتوان به بهبود شرایط تولید موسیقی و خلق آثار باکیفیتتر امیدوار بود.
ـ آیا ممکن است بخشی از آهنگسازان حرفهای، بهدلیل شرایط موجود، از موسیقی فاصله بگیرند و به سراغ کارهای دیگری بروند؟
فردی که با موسیقی عجین شده و تار و پود وجودش با هنر گره خورده است، بهسادگی نمیتواند آن را کنار بگذارد. ممکن است با درآمدی اندک زندگیاش را بگذراند، اما همچنان به فعالیت در این حوزه ادامه دهد.
امروز موزیسینهای بسیار خوبی در جامعه ما حضور دارند. بسیاری از آنها میتوانند از طریق تدریس و انتقال تجربههای ارزشمند خود به نسل جوان، زندگیشان را اداره کنند. چه اشکالی دارد؟ این کار اتفاقاً بسیار هم خوب است؛ هم هنرمند از این طریق امرار معاش میکند و هم دانش، تجربه و هنر خود را به نسل جوان انتقال میدهد.
اما اینکه تصور کنیم این افراد بهکلی موسیقی را کنار میگذارند، درست نیست. شاید کسی که بهراحتی از این حوزه فاصله میگیرد، از ابتدا ارتباط عمیقی با دنیای هنر نداشته است؛ چراکه نگاه بسیاری از هنرمندان به موسیقی، صرفاً مادی نیست.
بسیاری از این هنرمندان میدانند که اگر از همان ابتدا تمام وقت و سرمایه عمرشان را صرف کار دیگری میکردند، حتی اگر از کار سادهای مثل فروش جوراب شروع میکردند، شاید امروز تاجران بزرگی بودند، اما آنها این مسیر را انتخاب نکردهاند و در موسیقی ماندهاند. هنر برای این افراد ریشه در احساسات، روح و روانشان دارد و به همین دلیل، نمیتوانند بهسادگی از آن دل بکنند.
ـ اگر بخواهید شرایط امروز آهنگسازی در حوزه موسیقی ایران را با چند سال قبل مقایسه کنید، بزرگترین تغییری که احساس میکنید چیست؟
شرایط امروز را نمیتوان با چند سال قبل مقایسه کرد؛ زیرا موسیقی دچار افول شده است و این مسئله کاملاً مشهود است. متأسفانه بخشی از تولیدات موسیقایی در سازمانها و ارگانهای مختلف، نه همه آثار، بلکه برخی از آنها، از نظر کیفی بسیار ابتدایی و شبیه کارهای مدرسهای هستند. این وضعیت مطلوب نیست و کیفیت برخی آثار بهشدت افت کرده است. در عین حال، نظارت مؤثری هم وجود ندارد که مانع این روند شود.
به همین دلیل، معتقدم باید سندیکایی شکل بگیرد که بر این مسائل نظارت کند و برای رشد و ارتقای کیفیت آثار موسیقی برنامه داشته باشد. همچنین میتوانیم از تجربههای موفق کشورهای همسایه الگو بگیریم. چه اشکالی دارد از الگوهای موفق درس بگیریم و از تجربههای دیگران استفاده کنیم؟
با این حال، تأکید میکنم که حمایت مالی و اختصاص بودجه کافی به حوزه موسیقی از عوامل مهم بهبود شرایط است. باید توجه بیشتری به این حوزه صورت بگیرد و برای فعالیت هنرمندان و نوازندگان انگیزه ایجاد شود. مجموعه این عوامل میتواند به بهبود وضعیت موسیقی و ارتقای کیفیت تولیدات آن کمک کند.
انتهای پیام
کلید واژه
ارسال نظرات