امروز : دوشنبه 20 مهر 1405 - 12:46

Afrang Khabar

به گزارش افرنگ خبر /

«جینگ جینگ ساز میاد و از بالای شیراز میاد...»؛ این مصرع یکی از واسونک‌های شناخته‌شده شیرازی، این پرسش را مطرح می‌کند که «بالای شیراز» در این ترانه به کدام نقطه از شهر اشاره دارد؟ یکی از راهنمایان گردشگری حافظیه، محدوده کنونی آرامگاه حافظ را مصداق این نام می‌داند؛ برداشتی که در کنار روایت‌های تاریخی درباره باغ مصلی، ما را به گذشته یکی از شناخته‌شده‌ترین مکان‌های شیراز می‌برد.

حافظیه در بخش شمالی شیراز، در نزدیکی بستر رودخانه خشک و باغ‌های مصلی قرار دارد. دروازه قرآن نیز حدود ۱/۵ تا ۲ کیلومتر در شمال شرقی آن واقع شده است. خاک مصلی دقیقا همانجایی است که «حافظ» دفن شده است. در سال‌های بسیار دور در این نقطه از شهر شیراز دشت وسیعی قرار داشته که به مصلی معروف بوده و شمالی‌ترین بخش شیراز قدیم محسوب می‌شد.

گفته می‌شود برای هر حاکمی که از قدیمی‌ترین بخش شیراز یا همان دروازه قدیم وارد شهر می‌شده است در محل قبلی مصلی و حافظیه فعلی، آیین‌های ملی و مذهبی برگزار می‌کردند و او را همراه با ساز و نقاره وارد بخش شهرنشین می‌کردند.

حافظیه یا آرامگاه حافظ (گشایش: ۸۵۶ هجری قمری برابر با ۱۴۵۲ میلادی)، محل خاکسپاری حافظ در شیراز است. خواجه شمس‌الدین محمد، مشهور به حافظ شیرازی، حدود سال ۷۱۵ تا ۷۱۷ هجری قمری در شیراز متولد شد. او قرآن را در یکی از مکتب‌خانه‌های همین شهر یاد می‌گیرد و حفظ می‌کند. حافظ در روزگار حکومت خاندان اینجو و سپس آل مظفر در شیراز می‌زیست و با دربار برخی از حاکمان این دوره ارتباط داشت.

این شاعر در حدود سال ۷۹۲ هجری قمری درگذشت. روایت‌هایی نیز درباره دفن حافظ نقل شده است که با خاکسپاری این شاعر در خاکستان مصلی مخالفت می‌شود و زمانی که به کتاب حافظ تفال می‌زنند، این بیت می‌آید: «قدم دریغ مدار از جنازه حافظ که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت».

در نهایت، پیکر حافظ در گورستان مصلی به خاک سپرده شد؛ محدوده‌ای که امروزه آرامگاه او در آن قرار دارد. راهنمایان حافظیه دلیل ثبت نشدن تاریخ فوت این شاعر را روی سنگ مزارش این طور بازگو می‌کنند: «باید تاریخ درگذشت حافظ را در مصرع «بجو تاریخش از «خاک مصلی»» پیدا کرد. بیت «بجو تاریخش از خاک مصلی» به ‌قصد نشان دادن تاریخ وفات حافظ نقل شده و محاسبه ابجدی آن، سال ۷۹۱ را به دست می‌دهد، اما شواهد، تاریخی قدیمی‌تر؛ یعنی در حدود سال ۷۹۲ را تأیید می‌کنند.

آرامگاه حافظ در دوره‌های مختلف تاریخی، از جمله دوره‌های تیموری، صفوی، افشاری و زندیه، مرمت یا بازسازی شد. ۶۵ سال پس از فوت حافظ شمس‌الدین محمد یغمایی، وزیر ابوالقاسم بابر میرزا، حاکم تیموری فارس اولین گنبد و بارو را در حافظیه ساخت. در دوره صفویه و افشاریه نیز به این مجموعه توجه می‌شود. سنگ مزار حافظ و چهار ستون از ۲۰ ستون ایوان حافظیه از دوران زندیه به یادگار مانده است. در دوران قاجاریه نیز سازه‌ای به شکل امامزاده‌های امروزی بر سر مزار حافظ قرار می‌گیرد. حدود ۹۰ سال پیش در دوره پهلوی اول به ابتکار علی اصغر حکمت، وزیر آموزش و پرورش ساخت یک بنای جدید ترتیب داده می‌شود. آندره گُدار باستان‌شناس فرانسوی، مدیرکل باستان‌شناسی وقت کشور، طرح و نقشه‌ای را برای این کار طراحی می‌کند. اجرای این پروژه به علی ریاضی، رئیس اداره آموزش و پرورش فارس واگذار شد و علی سامی سرپرستی آن را برعهده گرفت. به این ترتیب سازه دوره قاجار تخریب می‌شود و هشت ستون که نشان دهنده قرن هشتم هجری است و گنبدی که نشان دهنده کلاه حضرت حافظ، عرفا بوده است روی آن ساخته می‌شود. همچنین ۱۶ ستون دیگر  روی ایوان اضافه می‌شود و ایوان حافظیه به ۲۰ ستون افزایش پیدا می‌کند.

از بالای شیراز تا خاک مصلی؛ روایت‌هایی از حافظیه
تصویری از مقبره حافظ در دوره قاجاریه

نحوه تأمین هزینه‌های ساخت و توسعه آرامگاه نیز در برخی روایت‌ها مورد توجه قرار گرفته است. جلالی نائینی در این‌باره نوشته است: «در سالی که علی اصغر حکمت وزیر کشور بود، بر آن شد که بارگاه شیخ بزرگوار سعدی و آرامگاه خواجه شمس الدین محمد حافظ را تعمیر و فضای آن را توسعه دهد و ساختمان‌هایی که زیبنده و شایستۀ خدمات علمی و ادبی آن شاعران باشد احداث کند، دریافت که در بودجه مملکت رقمی برای احداث چنین بناهایی پیش بینی نشده است. برای تأمین هزینه توسعه و احداث بنای بارگاه سعدی و آرامگاه حافظ، طلای روپوش دربِ خانقاه شیخ صفی الدین اردبیلی را فروختند و پول حاصل از آن را به ساختن بارگاه سعدی و حافظ اختصاص دادند و بدین نحو بارگاه سعدی و حافظ احداث شد و توسعه یافت».

درباره فلسفه عرفانی و معماری حافظیه نیز نوشته‌های جالبی وجود دارد، از مقاله‌های پژوهشی درباره ارتباط معماری آرامگاه با عرفان ایرانی گرفته تا تحلیل‌هایی که مسیر ورود، تعداد پله‌ها، گنبد و ستون‌ها را به مفاهیمی چون سلوک، رهایی از جهان مادی و رسیدن به حقیقت پیوند می‌دهند. اما همه معانی‌ای که به اجزای این بنا نسبت داده می‌شوند، الزاما از سوی آندره گدار، معمار طرح کنونی، به‌عنوان قصد قطعی طراحی بیان نشده‌اند.

برخی از بازدیدکنندگان و پژوهشگران، حافظیه را از منظر عرفانی نیز تفسیر می‌کنند. یکی از راهنمایان حافظیه می‌گوید: «از نظر عرفانی حیاط اول این مجموعه را حیاط مادی و حیاط انسان‌ها می‌دانند، دنیای آدمی که پر از ریاست. عارف از پله‌های عرفان لقاالله و بقای بالله حرکت می‌کند و به فلک الافلاک می‌رسد و بعد از آن هم به حیاط دوم می‌رسد که به عنوان حیاط معنوی به آن نگاه می‌کنند، اینجا به هشت ستون به عنوان قرن هشتم نگاه نمی‌کنند بلکه آن را به هشت درِ بهشت تعبیر می‌کنند و گویی خود حضرت حافظ در درون بهشت قرار دارد.

بسیاری از گردشگران بعد از بازدید از  باغ ارم، باغ دلگشا، باغ جهان نما، باغ عفیف‌آباد وقتی به حافظیه می‌رسند از راهنمایان می‌پرسند: «آیا اینجا هم باغ است؟» راهنمایان نیز تایید می‌کنند که اینجا باغ حافظیه است زیرا زمانی که آندره گدار تصمیم می‌گیرد حافظیه را طراحی کند، از اصول باغ‌های ایرانی که یکی از آنها تقارن است، استفاده می‌کند.

مهشید معتمد در پژوهش دوره دکترای معماری خود درباره حافظیه آورده است: «مجموعۀ امروزی در سال ۱۳۰۹ هـجری شمسی برابر با ۱۹۳۰ میلادی شکل گرفت؛ زمانی که پیشنهاد علی اصغر حکمت، برای نوسازی باغ مقبره مورد قبول واقع شد. تالار میانی از هر دو سمت گسترش یافت. نقشۀ بنا را آندره گدار فرانسوی مدیر کل باستان‌شناس و با توجه به بنای باقیمانده از دوران زندیه طراحی کرد. مساحت حافظیه دو هکتار است و از دو صحن شمالی و جنوبی تشکیل شده که این صحن‌ها توسط تالاری از یکدیگر جدا شده‌اند. این مجموعه چهار درب ورودی دارد؛ درب اصلی در سمت جنوب آن، دو درب در سمت غرب آن و یک درب در سمت شمال شرق آن قرار گرفته است. تالار حافظیه که از آثار دوره زندیان است، ۵۶ متر طول و ۸ متر عرض دارد و از ۲۰ ستون سنگی، هرکدام به ارتفاع ۵ متر تشکیل شده است. این تالار در زمان ساخت شامل چهار ستون و چهار اتاق بوده که بعدها اتاق‌ها از محدوده آن حذف شدند. در سمت شرق و غرب تالار دو اتاق -یکی متعلق به سازمان میراث فرهنگی و دیگری مربوط به دفتر آرامگاه وجود دارد.»

از بالای شیراز تا خاک مصلی؛ روایت‌هایی از حافظیه

رواق چهار ستونی کریمخان زند به صورت تالاری وسیع قرار دارد، با کمی تامل در حافظیه می‌توان چهار ستون ۲۵۰ ساله را از مابقی ستون‌های ۹۰ ساله تشخیص داد. اثر کمرنگی از نقش نگاره‌های گل روی ستون‌های قدیمی به جا مانده است. بسیاری از افرادی که در کنار این ستون‌ها قرار می‌گیرند زیر لب هشت بیتی را که روی کاشی‌های آبی رنگ آرامگاه حافظ نوشته شده است زمزمه می‌کنند. این هشت بیت از غزلی با مطلع زیر انتخاب شده‌اند: «حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم / خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم».

روی دیوارهای دو طرف رواق نیز سنگ‌های مرمری استفاده شده است. این رواق که از نظر ارتفاع از تمام نقاط حافظیه بالاتر است حافظیه را به حیاط شمالی و حیاط جنوبی تقسیم کرده است.  

در حال حاضر مجموعه حافظیه به چهار محوطه تقسیم شده است و آرامگاه حافظ در محوطه شمالی و درخت‌های نارنج و دو حوض مستطیل بزرگ شرقی و غربی وجود دارد که این حوض‌ها منبع آب حوض‌های بزرگ باغ ورودی است. یکی از این دو حوض در زمان قاجار در وسط حافظیه قرار داشته است که در بازسازی دوره پهلوی این حوض را به گوشه‌ای منتقل کرده‌اند و حوض دیگر را که به شکل متقارن روبروی آن قرار گرفته است از باغ نظر شیراز به حافظیه منتقل کرده‌اند. یکی از راهنمایان حافظیه می‌گوید: «اگر سری به باغ نظر بزنید به جای چهار حوض، سه حوض می‌بینید. اما چرا حوض باغ نظر را به حافظیه منتقل می‌کنند؟ زمانی که طرح خیابان برای این باغ در نظر گرفته شد برای آنکه یکی از حوض‌ها زیر آسفالت و سیمان دفن نشود، آن را به حافظیه منتقل می‌کنند تا حفظ شود». همچنین گفته می‌شود حوض حافظیه از آب رُکن‌آباد پر می‌شده که حضرت حافظ هم در شعرهایش به آن اشاره کرده است: «بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت / کنار آب رُکن‌آباد و گلگشت مصلا را». آب رکن‌آباد، قنات یا مجرای آبی تاریخی در شمال‌شرقی شیراز بود که از محدوده تنگه الله‌اکبر سرچشمه می‌گرفت و باغ‌ها و زمین‌های اطراف را سیراب می‌کرد. حافظ با یادکرد آن، دلبستگی خود به طبیعت و زیبایی‌های شیراز را بیان می‌کند.

از بالای شیراز تا خاک مصلی؛ روایت‌هایی از حافظیه
حوض متقارن در حافظیه شیراز 

یکی دیگر از جذابیت‌های حافظیه، سنگ مزار حافظ است به ارتفاع یک متر از سطح زمین قرار دارد و به وسیله پنج ردیف پلکان مدور احاطه شده است. هر سال نوروز و با ازدحام جمعیت در حافظیه خبرهایی هم از شکسته شدن شیشه سنگ مزار حافظ منتشر می‌شود.

بر فراز بارگاه حضرت حافظ  گنبدی مسی به شکل کلاه دراویش (ترک ترک) بر روی هشت ستون به ارتفاع ده متر، بنا شده که از درون با کاشی‌های هفت رنگ معرق کاشی کاری شده است. روی دیوارهای حیاط شمالی حافظیه، غزل‌هایی از دیوان حافظ روی کاشی و سنگ مرمر با خط امیرالکتاب حاج میرزا عبدالحمید ملک الکلامی کردستانی نگاشته شده است.  

شاید راز ماندگاری حافظیه تنها در سنگ مزار و گنبد یا ستون‌های آن نباشد، بلکه در پیوندی است که میان شعر حافظ، باغ ایرانی و خاطره تاریخی شیراز شکل گرفته است. شاعری که آرامگاهش پس از گذشت قرن‌ها، همچنان بخشی از حافظه فرهنگی شهر شیراز و جمعیتی عظیم از جهان است.

از بالای شیراز تا خاک مصلی؛ روایت‌هایی از حافظیه

انتهای پیام

ارسال نظرات

نام

captcha

نظر شما