سعید شیری: مجلس ترحیم قرار است فرصتی برای همدردی با خانواده متوفی و یاد مرگ باشد، اما گاهی حاشیههای این مراسم از اصل آن بیشتر میشود. یکی از این حاشیهها، رواج دستهگلهای گرانقیمت، بهویژه در مراسمی است که در ادارات و اماکن دولتی برگزار میشود. شاید خرید یک دستهگل در ابتدا فقط نشانه احترام و همدردی بوده باشد، اما وقتی این کار به یک رسم رایج و هزینهبر تبدیل میشود، مشکلات دیگری هم به دنبال آن میآید. افراد ممکن است احساس کنند برای نشان دادن احترام، باید حتماً گل گرانقیمت بفرستند و اگر این کار را نکنند، از دیگران عقب ماندهاند.
اصل تسلیت، همدردی با خانوادهای است که عزیزی را از دست داده است؛ نه اینکه چه کسی گل بزرگتر و گرانتری فرستاده. وقتی تعداد و قیمت دستهگلها مورد توجه قرار میگیرد، ممکن است یک رقابت پنهان شکل بگیرد. هرکس میخواهد کمتر از دیگری هزینه نکند و جایگاه خود را در این میان حفظ کند. در چنین شرایطی، اصل مراسم کمکم تحت تأثیر تشریفات قرار میگیرد. البته نمیشود درباره نیت افراد قضاوت کرد، اما میتوان درباره فرهنگی که چنین رقابتی را به وجود میآورد، سؤال کرد.
خرید گل به خودی خود اشکالی ندارد و نمیتوان هر هزینهای برای آن را اسراف دانست. مسئله زمانی جدی میشود که هزینههای بالا فقط برای حفظ ظاهر، رقابت با دیگران یا ترس از قضاوت مردم انجام شود. قرآن کریم میفرماید: «وَ کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»؛ بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسرافکنندگان را دوست ندارد. بنابراین، باید میان یک هدیه ساده برای ابراز همدردی و هزینههای سنگینی که فقط جنبه تشریفاتی پیدا کردهاند، تفاوت گذاشت.
مشکل دیگر این است که یک کار اختیاری، به مرور به یک انتظار عمومی تبدیل میشود. ممکن است کارمندی توان خرید دستهگل گرانقیمت نداشته باشد، اما چون دیگران چنین کاری کردهاند، او هم احساس کند باید هزینه کند. بهخصوص در محیطهای اداری، ممکن است فرد تصور کند اگر در این کار مشارکت نکند، بیاحترامی تلقی میشود. اینجاست که یک رسم ساده، به فشار اجتماعی تبدیل میشود. احترام نباید با توان مالی افراد سنجیده شود و کسی نباید برای اثبات احترام خود، مجبور به پرداخت هزینهای خارج از توانش باشد.
این مسئله در دستگاههای دولتی اهمیت بیشتری دارد. اگر هزینه دستهگلها از بودجه یا امکانات عمومی پرداخت شود، دیگر فقط درباره یک رسم اجتماعی صحبت نمیکنیم؛ بلکه بحث استفاده از بیتالمال هم مطرح است. منابع عمومی برای انجام وظایف سازمانی در اختیار دستگاهها قرار گرفتهاند و نباید بدون ضرورت و توجیه روشن صرف تشریفات شوند. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در نامهای به یکی از کارگزاران خود میفرماید: «وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ، وَلَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ»؛ مسئولیتی که بر عهده توست، طعمهای برای تو نیست، بلکه امانتی بر گردن توست. این نگاه درباره هزینههای غیرضروری در دستگاههای دولتی نیز قابل توجه است.
یکی دیگر از مشکلات این فرهنگ، پررنگ شدن ظاهر مراسم است. وقتی ارزش احترام با قیمت دستهگل سنجیده شود، افراد به جای توجه به اصل همدردی، بیشتر به ظاهر کار فکر میکنند. این مسئله میتواند به مرور فرهنگ سادهزیستی را هم تضعیف کند. البته هرکس که گل گرانقیمتی میفرستد، لزوماً قصد خودنمایی ندارد و نمیتوان نیت افراد را از ظاهر رفتارشان تشخیص داد. بحث بر سر این است که نباید اجازه داد یک رفتار تشریفاتی، به معیار احترام و شخصیت افراد تبدیل شود.
در بسیاری از موارد، خانوادهای که عزیزی را از دست داده، بیشتر از دستهگل به همراهی و کمک نیاز دارد. ممکن است همان هزینهای که برای یک دستهگل گرانقیمت صرف میشود، در جای دیگری برای خانواده مفیدتر باشد؛ البته با حفظ آبرو و شرایط آنان. یک حضور ساده، تماس تلفنی، کمک به خانواده یا همراهی در روزهای سخت، میتواند معنای بیشتری از یک هدیه گرانقیمت داشته باشد. هدف این نیست که گل یا هدیه بیارزش معرفی شود؛ مسئله این است که میان هزینه برای همدردی و هزینه برای تشریفات تفاوت بگذاریم.
مجلس ترحیم در فرهنگ دینی، فرصتی برای یاد مرگ، دعا برای متوفی و تسلی خانواده اوست. بهتر است این مراسم به جای رقابت در تعداد و قیمت دستهگلها، بر همین هدف اصلی متمرکز باشد. بهخصوص در دستگاههای دولتی، میتوان با کاهش تشریفات و هزینههای غیرضروری، هم حرمت متوفی و خانواده او را حفظ کرد و هم حقوق عمومی را در نظر گرفت. احترام واقعی را نمیتوان با قیمت یک دستهگل اندازه گرفت؛ مهم این است که در چنین مراسمی، همدردی واقعی، سادگی و رعایت حقوق مردم فراموش نشود.
انتهایپیام/