به گزارش افرنگ خبر /
در فوتبال گاهی یک بازی را میتوان با اسم نفرات و ترکیب دو تیم تحلیل و بررسی کرد اما گاهی بهتر است از لاینآپها عبور کنیم و ببینیم قرار است چه ویژگیهایی سرنوشت مسابقه را تعیین کنند.
دربی ۱۰۷ تهران یکی از همان مسابقات است. دیدار میان استقلالی که در چهار هفته ابتدایی فصل جدید فوتبال ایران حتی یک گل هم نخورده و پرسپولیسی که با ۹ گل زده، بهترین خط حمله لیگ را در اختیار دارد. یک طرف زمین قفلی قرار گرفته که هنوز هیچ تیمی کلیدش را پیدا نکرده و طرف دیگر، خط حمله پرقدرتی ایستاده که برای باز کردن همین قفل وارد میدان خواهد شد.
در چنین تقابلی شاید سه کلمه بتواند تصویر بهتری از نبرد نقش جهان بسازد: قدرت، دقت و نفس. ویژگیهایی که شاید یکی از آنها در نهایت برنده دربی را مشخص کند.
اما این سه کلمه زمانی جذاب میشوند که به نفرات مشخصی در زمین مسابقه وصل شوند؛ بازیکنانی که قرار است مستقیما مقابل یکدیگر قرار بگیرند و بخشی از سرنوشت دربی را رقم بزنند.
قدرت؛ آقاسی مقابل علیپور، جنگ اول دربی
دربی تهران پیش از آنکه مسابقه ظرافتهای تاکتیکی باشد، یک جنگ است؛ جنگ برای توپهای سوم، دوئلهای یک در مقابل یک، توپهای برگشتی و نبردهای فیزیکی در مناطقی که فضای بازی به حداقل میرسد.
استقلال در هفتههای ابتدایی نشان داده که یکی از مهمترین نقاط قوتش، ساختار دفاعی منسجم است. تیم سهراب بختیاریزاده با آرایش سه دفاعه توانسته در چهار مسابقه متوالی کلینشیت کند و هنوز هیچ تیمی موفق نشده دروازه آبیها را باز کند. اضافه شدن رستم آشورماتوف هم قرار است قدرت و عمق بیشتری به این خط دفاعی بدهد.اما حالا این دیوار با یکی از باتجربهترین مهاجمان فوتبال ایران روبرو میشود.
عارف آقاسی در مقابل علی علیپور؛ یکی از آمادهترین مدافعان این روزهای فوتبال ایران باید مقابل مهاجمی قرار بگیرد که سالهاست دربی را میشناسد و برای رسیدن به یک موقعیت گلزنی، لزوما به فضای زیادی احتیاج ندارد. علیپور میتواند با حرکت بدون توپ، فرارهای متوالی پشت مدافعان و استفاده از کوچکترین اشتباه، ساختار دفاعی حریف را به دردسر بیندازد. این دوئل فقط تنه به تنه شدن یک مدافع با یک مهاجم نیست؛ جنگ بر سر اولین توپ، جایگیری و کنترل فاصلههاست.

و البته یک دوئل دیگر هم میتواند در همین فاکتور تعریف شود:
روزبه چشمی ـ ایگور سرگیف.
اگر پرسپولیس با دو مهاجم بازی کند، حضور سرگیف در کنار علیپور میتواند خط دفاع استقلال را مجبور کند تصمیمهای بیشتری بگیرد؛ چه کسی از پستش بیرون بیاید؟ چه کسی پوشش بدهد؟ چه کسی فضای پشت سر مدافع را کنترل کند؟
قدرت در دربی فقط این نیست که چه کسی بازیکن مقابل را کنار بزند. گاهی قدرت یعنی چه تیمی بتواند بعد از برنده شدن یک دوئل، توپ سوم را هم برای خودش نگه دارد و گاهی همین برنده شدن در نبرد توپهای سوم میتوانند مسیر بازی را عوض کند.
دقت؛ آسانی، کوشکی و البته بیفوما و احتمالا اوستون!
چهار کلینشیت متوالی برای استقلال یک پیام روشن برای قرمزها دارد؛ اینکه پرسپولیس برای گل زدن به تیم سهراب بخیتاریزاده احتمالا به موقعیتهای زیادی دسترسی نخواهد داشت. حالا سؤال این است که اگر فقط یک موقعیت جدی برای قرمزها ایجاد شود، چه کسی میتواند آن را به گل تبدیل کند؟
اینجاست که پای «دقت» وسط میآید. پرسپولیس در چهار بازی اول ۹ گل زده و خط حمله این تیم یکی از اصلیترین تفاوتهایش با استقلال است اما برای شکستن یک دفاع منسجم، فقط تعداد مهاجمان مهم نیست؛ کیفیت تصمیم در آخرین لحظه اهمیت بیشتری دارد.
یکی از کلیدهای این هوشمندی وینگرهای تکنیکی دو تیم باشد. ستارههایی مثل آسانی و کوشکی در استقلال و بیوفا، محبی و البته اوستون اورنوف در پرسپولیس.
بازیکنانی که اگر هرکدامشان در فضای مناسب توپ بگیرند، میتوانند با یک حرکت سریع، تغییر جهت ناگهانی و یک پاس آخر یا ضربه نهایی هنرمندانه همهچیز را عوض کنند.
البته درست مثل پرسپولیس، استقلال هم میداند که مقابل تیم مهدی تارتار احتمالا قرار نیست فرصتهای گل زیادی به دست بیاورد. بنابراین بازیکنانی مثل کوشکی، آسانی و حتی سعید سحرخیزان، اسماعیل قلیزاده و محمدحسین اسلامی باید از همان معدود موقعیتهایی که ایجاد شده استفاده کنند.
تاریخچه دربیهای تهران میگوید که در این مسابقه معمولا فرصتهای گلزنی زیاد ایجاد نمیشوند. ممکن است یک تیم ۸۰ دقیقه برای رسیدن به دروازه حریف تلاش کند و فقط یک بار موفق شود مدافع مقابل را از جای خودش خارج کند و البته شاید همان یک بار کافی باشد.
نفس؛ محبی- بیفوما VS کوشکی- آسانی، از خطی به خط دیگر
دربی فقط در برخورد مهاجم و مدافع تعیین نمیشود و یکی از طولانیترین جنگهای مسابقه میتواند در خط طولی زمین اتفاق بیفتد؛ جایی که بازیکنان کناری باید بارها از یک محوطه به محوطه دیگر بروند، هم در حمله حضور داشته باشند و هم چند ثانیه بعد برای دفاع برگردند. اینجاست که ویژگی سوم خودش را نشان میدهد:

نفس. بازیکنی که در دقیقه ۱۵ فرار میکند، شاید در دقیقه ۷۵ نتواند همان فرار را با همان سرعت انجام بدهد. هافبکی که در نیمه اول تمام توپهای سوم را جمع کرده، ممکن است در دقایق پایانی یک قدم دیرتر برسد و دربی دقیقا میتواند با همین یک قدمها تعیین شود.
به همین دلیل علاوه بر هافبکهای دفاعی دو تیم از جمله پورعلی و رزاقینیا، وینگرها هم با حفظ کیفیت و توانایی رد و آمدهای مدامشان در طول ۹۰ دقیقه، میتوانند در تعیین برنده مسابقه اثرگذارتر از چیزی باشند که فکرش را میکنید.
در ساختار استقلال حضور بازیکنان پرتلاش در کنارهها و میانه زمین اهمیت زیادی دارد. تیمی که با سه مدافع بازی میکند، برای حفظ عرض زمین و پوشش فضاهای کناری به حجم بالایی از دویدن برای توانایی پرس پرفشار در کل جریان بازی نیاز دارد.
از آن طرف در صورت بازی کردن پرسپولیس با دو مهاجم، پرس از جلو هم میتواند به یکی از سلاحهای اصلی این تیم تبدیل شود؛ بهخصوص اگر سرخها بخواهند اجازه ندهند استقلال به راحتی از خط اول فشار عبور کند.
بنابراین شاید یکی از مهمترین سؤالات دربی این باشد: کدام تیم در نیمه دوم هنوز توان اجرای برنامه خودش را دارد؟ چون دربی میتواند در ۲۰ دقیقه پایانی شکل دیگری پیدا کند.
بازیکنی که در دقیقه ۱۵ یک فرار انجام میدهد، شاید در دقیقه ۷۵ نتواند همان مسیر را با همان سرعت طی کند. هافبکی که در نیمه اول تمام توپهای سوم را جمع کرده، ممکن است در دقایق پایانی یک قدم دیرتر به توپ برسد. مدافعی که ۷۰ دقیقه تمرکز کرده، شاید فقط یک بار از مهاجم حریف عقب بماند و خیلی وقتها همین یک قدمها نتیجه دربی را عوض کرده است.
اگر بخواهیم تصویر فنی دربی ۱۰۷ را سادهتر کنیم، میتوانیم بگوییم که استقلال و پرسپولیس هر کدام نسخه متفاوتی از این سه ویژگی را با خود به نقش جهان خواهند آورد. در این شرایط میتوان گفت که شاید این دربی را نه یک بازیکن، بلکه کیفیت بالاتر یک تیم در دوئلها، دقت تیم برای گرفتن آخرین تصمیم و قدرت دوندگی یک تیم در آخرین دقایق تعیین کند. حالا به نظر شما دربی را قدرت میبرد، دقت یا نفس؟
پاسخ این سوال احتمالا جایی بین دقیقه یک تا آخرین سوت موعود بنیادیفرد پنهان شده است.
کلید واژه
ارسال نظرات