احتمالا نکتهای که نگاه مخاطبان ایرانی را در فینال لیگ قهرمانان اروپا جلب کرد، نه کیفیت و نه موقعیتهای بازی، بلکه هجوم تبلیغات صداوسیما بود که تبلیغات داخلی خودش را به شکل کامپیوتری روی تبلیغات اصلی دور زمین و پشت دروازه میانداخت. این تبلیغات به حدی آزاردهنده بود که در بسیاری از صحنهها (به خصوص در کنارهها و هنگام ضربات کرنر و ایستگاهی) دید مخاطب را برای تماشای بازی با مشکل مواجه میکرد.
البته چنین توصیفی بسیار ملایمتر از چیزی است که واقعا اتفاق افتاد چرا که در همان موقعیتهایی که گفته شد، به یک باره توپ، بازیکن و یا داور محو و ظاهر میشدند و مخاطب را در تشخیص درست چیزی که در حال تماشا بودند به خطا میانداختند.
هجوم تبلیغات در فینال لیگ قهرمانان اروپا دو بعد دارد. اول این که مشخص نیست صداوسیما با رعایت کدام اصول استاندارد این تبلیغات داخلی را پخش میکرد. دوم این که در همین اقدام غیر استاندارد هم زیادهروی کرد و ناگهان بازیکن و توپ و کمک داور غیب میشدند!
به عبارت دیگر، میزان استاندارد و مجاز تبلیغات توسط برگزارکنندگان یا در عنوانی دیگر، صاحب محتوا تعیین میشود. برای نمونه، استاندارد AFC اینگونه است که درصد تبلیغات نباید از ۲۵% کل صفحه نمایش بیشتر شود. همچنین به هیچ عنوان نباید تبلیغات در محدوده اصلی بازی پخش شود؛ موردی که صداوسیما و حتی برخی دیگر پلتفرمها گاهی رعایت نمیکنند و لذت تماشای یک بازی جذاب را از بین میبرند. البته این نگرانی وجود دارد که این صحنه ها در جام جهانی هم تکرار شود و پخش زنده بازیهای جام جهانی با روان بینندگان تلویزیونی بازی کند!
این رویه حدود دو سه سال است که مرسوم شده و هیچ عزمی هم برای حل آن وجود ندارد و هرکس به فکر جیب خودش است. این در حالی است که موضوع حق پخش تلویزیونی ورزش ایران به خصوص فوتبال هنوز حل نشده است.
انتهای پیام