تیم ملی ایران در دیداری دوستانه در اردوی ترکیه موفق شد با نتیجه 3 بر یک گامبیا را شکست دهد. پیروزی مقابل تیمی که در رده 116 رنکینگ فیفا قرار دارد، شاید در نگاه اول اتفاقی عادی به نظر برسد، اما این مسابقه از جنبههای فنی و تاکتیکی نکات قابل توجهی داشت و تا حدودی رویکردهای جدید کادر فنی تیم ملی را به نمایش گذاشت.
شاگردان امیر قلعهنویی این مسابقه را با آرایش پایه 2-2-4 آغاز کردند؛ سیستمی که شامل چهار مدافع، دو هافبک مرکزی، دو هافبک کناری و دو مهاجم بود. با این حال همانند بسیاری از تیمها، ساختار ایران در جریان بازی ثابت نبود و بسته به فازهای مختلف مسابقه تغییر میکرد.
یکی از نکات مهم در ترکیب ابتدایی، استفاده همزمان از مهدی طارمی و کسری طاهری در خط حمله بود. از همان دقایق ابتدایی مشخص بود که کادر فنی به دنبال اجرای پرس از جلو است و حضور دو مهاجم بیش از آنکه صرفاً با اهداف هجومی باشد، برای تحت فشار قرار دادن خط دفاعی و هافبکهای حریف طراحی شده است. طاهری با انرژی و دوندگی بالا در خط نخست پرس حضور داشت و طارمی نیز با تجربه و هوش تاکتیکی خود در هدایت این فشار نقش ایفا میکرد.
در فاز تهاجمی اما شکل بازی ایران تفاوتهایی با آرایش اسمی تیم داشت. مهدی طارمی بارها از خط حمله جدا میشد و در فضای بین هافبکها و مدافعان گامبیا قرار میگرفت؛ نقشی که شباهت زیادی به یک بازیکن شماره 10 کلاسیک داشت. در این شرایط کسری طاهری در عمق دفاع حریف حرکت میکرد و وینگرهایی مانند محمد محبی و امیرحسین حسینزاده نیز با نفوذ از کنارهها به خط حمله اضافه میشدند.
در کنار این تحرکات، آریا یوسفی و احسان حاجصفی نیز بسیار جلوتر از حد معمول بازی میکردند تا برتری عددی در کنارههای زمین ایجاد شود. این اورلودهای هجومی باعث شد تیم ملی در برخی دقایق با نفرات پرتعداد در یکسوم هجومی حاضر شود و موقعیتهایی روی دروازه حریف خلق کند.

با این حال همین رویکرد هجومی، یکی از مهمترین نقاط ضعف ایران در نیمه نخست را نیز به وجود آورد. پیشروی همزمان دو مدافع کناری، نیازمند پوشش مناسب از سوی هافبکهای دفاعی بود؛ اتفاقی که در بسیاری از صحنهها رخ نداد. فاصله میان خطوط و عدم پوشش مناسب فضاهای پشت سر فولبکها باعث شد گامبیا بارها از کنارهها به فضای خالی دسترسی داشته باشد و حملات خطرناکی را طراحی کند.
در چنین سیستمی، دو هافبک مرکزی وظیفه بسیار سنگینی برعهده دارند. آنها باید هنگام حمله تیم، عرض زمین را پوشش دهند، فضای پشت مدافعان کناری را کنترل و در زمان از دست رفتن توپ به سرعت تعادل دفاعی را برقرار کنند. در نیمه نخست، ترکیب رزاقینیا و سعید عزتاللهی در انجام کامل این وظایف موفق نبود و همین مسئله یکی از عوامل عقب افتادن ایران در نتیجه مسابقه بود.
نیمه دوم با حفظ ساختار چهار مدافعه آغاز شد، اما تغییرات نفرات، شکل بازی تیم ملی را تا حد زیادی تغییر داد. مهمترین تحول، عقبتر آمدن مهدی طارمی و تبدیل شدن او به محور اصلی گردش توپ در میانه میدان بود. در این شرایط بسیاری از حملات ایران از طریق او سازماندهی میشد و بازیکنان هجومی در اطرافش به دنبال استفاده از پاسها و حرکات ترکیبی بودند.
استفاده از طارمی در این نقش، مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارد. طارمی از نظر فنی، هوش بازی و کیفیت پاس در سطح بالایی قرار دارد و میتواند میان خطوط حریف مؤثر باشد اما از سوی دیگر، او ذاتاً یک مهاجم است و برابر تیمهایی که با بلوک دفاعی فشرده و خطوط متراکم بازی میکنند، ممکن است نتواند تمام قابلیتهای خود را در این نقش به نمایش بگذارد. به همین دلیل موفقیت این ایده تاکتیکی در بازیهای بزرگتر نیازمند بررسی بیشتری خواهد بود.
ورود بازیکنان باتجربهتر در نیمه دوم تأثیر محسوسی بر عملکرد تیم داشت. حضور رامین رضاییان در سمت راست و علی نعمتی در سمت چپ، تعادل بیشتری به ساختار دفاعی تیم بخشید. نعمتی با ویژگیهای دفاعی خود کمتر ریسک میکرد و رضاییان نیز با تجربه بالا زمان مناسب برای اضافه شدن به حملات را بهتر تشخیص میداد و حتی گل هم زد. نتیجه این تغییرات، کاهش آسیبپذیری ایران در ضدحملات حریف بود.

در فاز هجومی نیز حضور علی علیپور و شهریار مغانلو، تنوع بیشتری به خط حمله ایران داد. علیپور با دوندگی و تحرک مداوم، مدافعان حریف را تحت فشار قرار میداد و مغانلو با قدرت فیزیکی و توانایی بازی هوایی، نقطه اتکای مناسبی برای حملات مستقیم بود. همین ترکیب باعث شد گامبیا در نیمه دوم عقبتر بازی کند و تیم ملی بتواند با نفرات بیشتری در یکسوم دفاعی حریف مستقر شود. در حقیقت در ادبیات فوتبالیتر خط جلوی تیم ملی در نیمه دوم پرزورتر از نیمه اول نشان داد.
در مجموع، پیروزی برابر گامبیا بیش از آنکه از منظر نتیجه اهمیت داشته باشد، از نظر تاکتیکی حائز اهمیت بود. این مسابقه نشان داد کادر فنی تیم ملی در حال آزمایش ایدههای جدیدی در ساختار هجومی، پرس از بالا و استفاده از نقشهای متفاوت برای بازیکنان کلیدی خود است. در عین حال ضعف در پوشش فضاهای کناری، فاصله خطوط و تعادل دفاعی همچنان از چالشهای مهم تیم ملی محسوب میشود.
نکته اساسی این است که رفتن به سمت بازی با دو مهاجم در فوتبالی که سالهاست حداقل در سطح ملی با تک مهاجم بازی کرده و عادت دارد با این ابزار و البته نگرش کمی ریسکپذیر نشان میدهد و باید کادر فنی در این مورد بیشتر از قبل تأمل داشته باشند.
تیم ملی در این مسابقه نشانههایی از تنوع تاکتیکی و انعطافپذیری بیشتر را به نمایش گذاشت؛ موضوعی که میتواند در مسیر آمادهسازی برای جام جهانی نکته مثبتی تلقی شود. با این حال، ارزیابی نهایی این تغییرات زمانی امکانپذیر خواهد بود که ایران مقابل حریفانی با کیفیت فنی بالاتر، سرعت انتقال بیشتر و سازمان دفاعی منسجمتر قرار بگیرد. گامبیا فرصت مناسبی برای آزمون ایدههای جدید بود، اما پاسخ نهایی درباره کارآمدی این رویکردها را باید در دیدارهای بزرگتر و برابر رقبای سطح اول فوتبال جهان جستجو کرد.
انتهای پیام/