به گزارش افرنگ خبر /
به صلیب کشیدن آتالانتا خیلی ساده انجام شد، این آبروریزی متعلق به کل فوتبال ایتالیاست.
آتالانتا که در سالهای اخیر در لیگ قهرمانان یکی از چهرههای ثابت فوتبال ایتالیا بوده است، زیر فشار تکنیک، سازماندهی و توان مالی بایرن مونیخ فرو ریخت، تیمی که شکاف عمیق میان غولهای فوتبال اروپا و نمایندگان ایتالیا را بیش از پیش نمایان کرد.
اگر همه چیز شبیه پلیآفها پیش میرفت، داستان میتوانست زیباتر باشد: باز هم یک حریف آلمانی، باز هم تیمی از بالای جدول، شکست سنگین در بازی رفت و یک بازگشت بزرگ در بازی برگشت. اما اینجا فقط یک شکست سنگین نبود، یک قتلعام واقعی بود که حتی شعر و لطافتی را هم که آتالانتا با آن خود را برای این مسابقه آماده کرده بود، از بین برد. برای فهمیدن فاصله پیشبینیها حتی نیازی به ضرایب سایتهای شرطبندی هم نبود اما این شب حتی یک جشن فوتبالی هم نشد. فقط پذیرش تلخ شکافی بود که تصور چنین ابعاد بیرحمانهای از آن دشوار بود.
بایرن مونیخ از طرفی به ۱۳۴ گل در این فصل رسیده و در لیگ نیز تفاضل گل ۶۸+ دارد، تیمی که به بردهای پرگل عادت کرده است. این بار شش گل زدند و تنها لغزششان در وقتهای تلف شده بود که اجازه داد پاشالیچ تک گل آتالانتا را به ثمر برساند. آتالانتا باید خیلی زود واکنش نشان دهد چون شنبه در سنسیرو مهمان اینتر خواهد بود و این چهارمین بازی پیاپی بدون پیروزی آنهاست.

انتخابها
پالادینو با تغییر سیستم بازی به مصاف کمپانی رفت: یک آرایش ۲-۴-۴ که از ابتدای مسابقه کمتر دیده شده بود. هین و کولاشیناچ در مرکز خط دفاعی مقابل کارنسکی، در خط میانی درون و پاشالیچ، در کنارهها سولهمانا و زالفسکی و در خط حمله کرستوویچ و اسکاماکا. در واقع شبِ تصمیمهای تازه بود، برای اولین بار در این فصل این دو مهاجم با هم از ابتدا به میدان رفتند.
کمپانی نیز تردید بزرگ پیش از بازی را در خط حمله با نیمکتنشین کردن هری کین حل کرد و جکسون را به میدان فرستاد که اولیسه، گنابری و لوییس دیاز از او حمایت میکردند. با توجه به مصدومیت نویر، اوربیگ درون دروازه قرار گرفت و این دوازدهمین حضورش در فصل بود.
نقاط اتکا
پالادینو تلاش کرد با شجاعت و فشردگی تیمش را وارد میدان کند اما نبود همین فشردگی خیلی زود جسارت و نیتهای خوب را از بین برد. هدف از انتخاب سیستم ۲-۴-۴ این بود که خطوط به هم نزدیک شوند و یارگیریهای فردی آسانتر شود اما این یارگیریها گاهی به شکل اغراقآمیزی عجیب اجرا میشد: مثلاً کولاشیناچ، گنابری را تا نزدیکی محوطه جریمه بایرن دنبال میکرد وقتی او برای بازیسازی عقب میآمد، یا هین هم لوییس دیاز را تا نزدیکی پرچم کرنر تعقیب میکرد، آن هم در نیمه زمین بایرن.
نتیجه روشن بود: مصرف انرژی زیاد برای بازیکنان آتالانتا که عملاً توسط حریف در سراسر زمین کشیده میشدند و سیستمی که اجازه نمیداد زاپاکاستا و به خصوص برناسکونی از کنارهها پیشروی کنند. در نهایت، این سیستم نقاط اتکای همیشگی آتالانتا را از بین برد بدون این که سودی داشته باشد. بایرن هم طبق معمول فوتبال خودش را بازی میکرد و نیازی به هیچ ضدتدبیری نداشت.

برای آتالانتا غیرممکن بود که تصمیم بگیرد کدام منطقه را بیشتر پوشش دهد. بازی بایرن مثل جریان تند یک رودخانه بود که از راست به چپ حرکت میکرد و مانند آب همه فضاهای خالی را پر میکرد.
اصول پایه
در حالی که آتالانتا بازی را با کمی انگیزه امیدوارکننده آغاز کرده بود، سولهمانا (تنها بازیکنی که حداقل کمی اضطراب در دفاع حریف ایجاد کرد) و کرستوویچ چند حرکت عمقی خوب داشتند. اما این فقط چهار دقیقه دوام آورد. پس از اولین حمله بایرن که کارنسکی توپ را با مشت از مقابل دروازه دور کرد، آتالانتا عملاً فرو پاشید. آنها در دو اصل اساسی ناتوان بودند: سرعت اجرای بالای آلمانیها و برتری فنی اکثر بازیکنان بایرن. بازی به یک تکگویی گاه خجالتآور تبدیل شد چون آتالانتا راهی برای پاسخ پیدا نمیکرد.
گل اول بایرن نیز هدیهای بود که این تیم اصلاً به آن نیاز نداشت. کرنر از سمت راست زده شد و بازیکنان آتالانتا مثل مجسمههایی بیحرکت ایستاده بودند. وقتی کرنر ارسال شد، اولیسه توپ را برای استانیشیچ فرستاد و او دروازه خالی را باز کرد. اشتباهی غیرقابل قبول در این سطح از فوتبال. دقیقه ۱۲ بود و ۱۰ دقیقه بعد گل دوم توسط اولیسه به ثمر رسید. او بهراحتی از برناسکونی عبور کرد. سپس در دقیقه ۲۵ گنابری گل سوم را زد و کولاشیناچ در مهار او دیر عمل کرد.
نمایش آتالانتا در نیمه اول تقریباً به یک ضربه سر نه چندان خوب از اسکاماکا و یک شوت نزدیک از کرستوویچ که توسط اوربیگ مهار شد خلاصه میشد. در سوی دیگر، یک گل تقریباً قطعی بایرن با دخالت کولاشیناچ نجات یافت و ضربه گنابری به تیر دروازه برخورد کرد.

آمار نیمه اول گویای همه چیز بود: بایرن ۳۴۳ پاس موفق از ۳۷۶ پاس داشت، در حالی که آتالانتا ۹۳ پاس موفق از ۱۳۱ پاس ثبت کرد. مالکیت توپ ۷۱ درصد برای بایرن بود و تعداد شوتها ۱۴ در برابر ۲.
سه گل دیگر
نیمه دوم با بازگشت به سیستم قدیمی آتالانتا آغاز شد. پالادینو اسکاماکا را بیرون کشید و جیمستی را وارد زمین کرد تا دوباره دفاع سهنفره شکل بگیرد. نتیجه؟ تقریباً هیچ. تنها تغییر، جلوتر آمدن چند متر خط تیم بود. خط دفاعی همچنان متزلزل بود و در برابر حرکت دائمی بایرن و دوئلهای فردی شکست میخورد.
نتیجه این شد که سه گل دیگر هم به ثمر رسید: جکسون در ضدحمله در دقیقه ۵۲، سپس اولیسه با یک شوت چرخشی زیبا دوباره دروازه را باز کرد و باز هم برناسکونی را جا گذاشت، و در نهایت موسیالا روی ارسال جکسون گل ششم را زد.
در وقتهای تلف شده پاشالیچ گل آتالانتا را به ثمر رساند. هواداران آتالانتا تا لحظه آخر به تشویق ادامه دادند، تنها کسانی که میتوانند با سربلندی از این شب خارج شوند.
کلید واژه
ارسال نظرات